تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1827

مساهمون:

ص١٨٢٧
باشد ، دليل بر خشم فوق‌العادهء عايشه نسبت به عثمان است و كمتر انسانى نسبت به انسان ديگر اين چنين خشمگين مىشود . عايشه به مروان گفت : « اى مروان ، به خدا سوگند دوست مىداشتم كه عثمان در يكى از جوالهاى من بود ، او را مىگرفتم و به دريا مىانداختم . » اين سخن را عايشه ، مرتباً تكرار مىكرد : « اقتلوا نعثلًا ( اىْ عثمان ) فان نعثلًا قد كفر ! » اين پيرمرد نادان ( عثمان ) را بكشيد ، زيرا او كافر شده است ! آرزوى عايشه در كشتن عثمان به حدّى رسيده بود كه به طور آشكار دستور قتل عثمان را مىداد . زيرا اعتقاد داشت ، پس از عثمان ، طلحه به حكومت مىرسد و على ( ع ) زمامدار نخواهد شد . از جمله مواردى كه نظريّهء ما را تأييد مىكند اين مطلب است : هنگامى كه خبر قتل عثمان به عايشه در مكه رسيد ، فوراً گفت : « مرگ بر نعثل ! ( عثمان ) جلو بيا اى صاحب اصبع ! ( انگشت ) سخن بگو اى اباشبل ! قيام كن ، اى پسر عمو ! به خدا سوگند ، گويا طلحه را مىبينم كه مردم براى بيعت با او همچون شتران بر يكديگر پيشى مىگيرند . » انگشت طلحه در جنگ احد قطع شده بود و از آن روز كنيهء او « صاحب الاصبع » گرديد . محمدبن طلحه نيز در قتل عثمان با پدرش و عايشه همدست بود . هنگامى كه نظر او را در اين مسئله خواستند ، به اين مطلب اعتراف كرد . بنا به گفتهء نويسندهء كتاب البدء و التاريخ : « راسخ‌ترين مردم عليه عثمان ، طلحه ، زبير و عايشه بودند ! » افراد ديگر نيز از راه تحريك و تشجيع مردم ، در خون عثمان دست داشتند . براى نمونه ، عبدالرّحمن بن عوف كه در زمان عثمان ثروت فراوانى اندوخته بود . به كسانى كه به عيادتش رفته بودند ، گفت : « بشتابيد ، او را بكشيد ، قبل از اينكه دستش به قدرت باز شود ! »
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1827 | جورج جرداق / خسرو شاهى