پاسخ طلب يارى عثمان اهمال نمود ، و كسى را به يارى وى نفرستاد ، به اين اميد كه او كشته شود و پس از وى به حكومت برسد . در يكى از نامههاى على ( ع ) به معاويه چنين مىخوانيم :
« درباره مسئلهء من و عثمان سخن گفتهاى ، در حالى كه تو كه از خويشاوندان او بودى بايد اين مطلب را پاسخ دهى ، تا ببينيم كه كدام يك نسبت به او دشمنى بيشترى ورزيدهايم و به كشتن او بيشتر كمك كردهايم . آيا كسى كه در پى يارى او بود و عثمان يارى او را قبول نكرد و يا آن كسى كه عثمان از او درخواست كمك نمود و او اعتنايى نكرد و مرگ را به او نزديك كرد ؟ »
على ( ع ) در نامهء ديگرى مىنويسد : « تو هنگامى كه كمك عثمان برايت مفيد بود ، او را يارى كردى ، اما وقتى كه كمك تو به سود او بود ، دست از يارى او كشيدى . »
آنچه دربارهء قتل عثمان و نقش بنىاميه - از جمله معاويه و مروان - گفته مىشود ، دربارهء افراد ديگرى كه در جريان قتل عثمان يادى از آنان كرديم ، بلكه به طور كلى دربارهء مخالفين على ( ع ) و توطئهگران عليه آن حضرت نيز بيان مىشود ؛ زيرا مسئوليت انقلاب مدينه دامن آنان را گرفته بود و ارتباطى به خليفه چهارم نداشت . اگر برخى از آنان آشكارا با عثمان مخالفت نمىكردند و در انقلاب مدينه دست نداشتند ، دست كم به آن علاقمند و از آن راضى بودند .
عمروبن عاص ، يكى از همدستان بزرگ تهمتساز و توطئهگر عليه علىبن ابيطالب ( ع ) بود كه مردم را عليه عثمان مىشوراند و آنان را به قتل وى تحريك مىكرد ، زيرا عثمان او را از حكومت مصر عزل كرده بود . عمرو عاص در تحريك عليه عثمان سخت مىكوشيد
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1822
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٢٢