گاه به اين و گاه به آن داديد ، من مىترسم كه خدا آن را از دست شما درآورد و به دست ديگران بدهد ، همانطور كه شما آن را از اهلبيت گرفتيد و به غير اهلش داديد . » « 1 »
7 . مىگويند ابنسبا بود كه نگذاشت بين على و عايشه صلح برقرار گردد . . . و هر كس تفاصيل واقعهء بصره را مطالعه كند ، ملاحظه خواهد كرد كه عمار نقش مهم و فعالى در آن دارد و اوست كه با حسن و مالكاشتر به كوفه مىرود ، تا مردم آنجا را به سپاه على ملحق سازد .
8 . دربارهء ابنسبا گفتهاند كه محرك ابوذر در دعوت به اشتراكيت بود و هرگاه به دوستى و روابط عمار و ابوذر رجوع كنيم ، آن را بسيار قوى و استوار مىيابيم ، زيرا حقيقت اين است كه هر دو از يك حزب - حزب طرفدار عدالت اجتماعى - بودند ؛ يعنى هر دو تابع يك مكتب بودهاند ، كه مكتب علىبن ابيطالب باشد . . .
ابوذر احتياج به ابنسبا نداشت كه به او بياموزد خراج از آن مسلمين است و جايز نيست آن را « مالاللَّه » ناميد ، زيرا دو يارش على و عمار ، سزاوارتر بودند كه اين نكته را به او بياموزند . . .
از آنچه گفته شد ، نتيجه مىگيريم كه ابنسبا كسى جز عماربن ياسر نبوده است ، زيرا قريش عمار را عامل بزرگ شورش ضد عثمان مىدانست ، ولى اول امر نخواستند نام او را ببرند ، به همين جهت او را « ابنسبا » و « ابنالسوداء » ناميدند و راويان هم اين نكته را بدون آنكه متوجه باشند - و از آنچه در پشت پرده مىگذرد آگاه گردند - گرفتند و منتشر ساختند . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) اهلالبيت ، تأليف عبدالحميد جودة السحار چاپ مصر ص 66
( 2 ) نقش وعاظ در اسلام فصل 7 ص 209 تا 217