در معركهء صفين و هنگامىكه عمار ياسر كشته مىشود اثرى از او نمىيابيم . اين مرد نيرنگباز خطرناك ! چرا بايد در آن كشتارگاه عظيم نباشد ؟ ! . . .
مورخين به اين پرسش حيرتآور هيچ پاسخى ندادهاند و درواقع او در اثناى معركه صفين پنهان نشده بود ، زيرا چنان كه گفتيم ابنسبا اصلًا وجود خارجى نداشت تا ظاهر يا پنهان شود و شخصيتهاى موهوم ، بنا به سود و ميل سازندگانش ، گاه غايب مىشوند و گاه حضور دارند !
داستان ابنسبا از اول تا آخر ساختگى بوده و با استادى كامل تهيه شده و بهصورتى فريبنده در آمده است . قريش فقط در ميدان سياست زيرك نبودند ، بلكه در داستانسازى هم مهارت داشتند .
قريش در دورهء عثمان ، در محفلهاى مخصوص خود ، از عمار سخن مىگفته و به او دشنام مىدادهاند و شايد يكى از راويان شنيده باشد كه قريش نام « ابنالسوداء » را مىبرند و دشنام مىدهند و او گمان كرده است كه منظورشان شخص ديگرى است ، نه عمار بن ياسر .
راستى كسى چه مىداند ؟ شايد در اول كار ، داستان ابنسبا از گمان و خطا سرچشمه گرفته ، بعد رفتهرفته ، افسانهها در اطرافش بافته شده است .
و عجيب اين است كه ما مىبينيم بيشتر كارهايى كه به ابن سبا نسبت داده مىشود ، به وجهى از وجوه در رفتار و كردار عماربن ياسر ديده مىشود و همين امر موجب دقت و تأمل است .
ما بعضى از امورى را كه از عمار سر زده و شباهت به اعمال ابن سبا دارد ، در اينجا بيان مىكنيم :
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1799
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٩٩