آمده و دانستهاند كه هرگاه مرد حق حكومت را در دست داشته باشد ، مانع ادامهء اين وضعى كه دارند مىشود و دنيايشان را از دستشان مىگيرد . . . » « 1 »
ابن العربى در كتاب خود مىنويسد :
« عمار مىگفت : « عثمان خيلى واضح و آشكار از راه راست منحرف شد . . . و على او را سرزنش كرد ! » و همين امر باعث شده كه بعضى از مورخين مىنويسند : « عمار نيز از سبئىها بود ! و پيروان ابنسبا با او تماس گرفتند تا او را هم با خود همدست كنند ! » « 2 »
دكتر على الوردى در كتاب خود به اينجا كه مىرسد ، بعد از نقل قول ابنالعربى ، مىنويسد :
« اما مورخين ديگر نگفتهاند كه عمار نيز از پيروان ابنسبا بود ؛ گويا جرأت نداشتهاند كه اين تهمت پست و منفور را بر او نسبت دهند زيرا عمار ، همان صحابى جليلى بود كه در راه خدا بىاندازه شكنجه و آزار ديد و پيغمبر بارها از فضيلت او سخن گفته بود .
اما در حقيقت ، عمار ياسر يك سبئى به تمام معنى كلمه بود ، و گمان مىرود كه از بزرگترين پيشوايان سبئىها بود ، و چنان كه خواهد آمد خودش ابنسبأ بود ! » « 3 »
دكتر وردى بعد از چند صفحه مىنويسد : ممكن است كسى بپرسد كه ابنسبا چرا در ميدان جنگ صفين ديده نمىشود ؟ ابنسبا را در تمام حوادث ضد عثمان و حوادث بعد از آن حاضر مىبينيم ، ولى
هامش
( 1 ) عماربن ياسر ، تأليف عبداللَّه السبيتى چاپ بغداد ص 150 و 151
( 2 ) العواصم و القواصم ، تأليف ابنالعربى صفحه 64 و 65
( 3 ) نقش وعاظ در اسلام ، فصل 7 ص 209 - 210