تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1800

مساهمون:

ص١٨٠٠
1 . ابن‌سبا معروف به ابن‌السوداء شده بود و ما ديديم كه عمار را نيز « ابن السوداء » كنيه داده بودند ( دكتر وردى در اول اين فصل از كتاب خود ، اقوال اشراف قريش را نقل كرده كه عمار را ابن‌السوداء و بردهء سياه ناميده بودند ) . 2 . پدر عمار از اهل يمن بود به‌اين معنى كه از مردم « سبا » بود و به هر فرد يمنى مىشود ابن‌سبا گفت ، چون تمام مردم يمن ، منتسب به « سباءبن يشجب‌بن يعرب‌بن قحطان » هستند . و در قرآن گفته شده كه « هدهد » به سليمان گفت : از « سبا » آمده و مراد همان يمن بوده است . 3 . عمار فوق‌العاده على را دوست مىداشت و به هر وسيله‌اى كه مىشد مردم را براى بيعت به او دعوت مىكرد . 4 . شهاب‌الدين آلوسى مىگويد : شخصى نزد عمار آمد و تفسير آيهء « واذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابة من الارض تكلمهم » را از او خواست‌و عمار گرفت : اين جنبندهء سخنگو ، علىبن ابيطالب است . و اين قول به قول منتسب به ابن‌سبا كه معتقد به رجعت على بود ، شبيه است . « 1 » 5 . عمار در زمان خلافت عثمان به مصر رفت و در آنجا شروع به تحريك مردم بر ضد عثمان كرد و والى از او به ستوه آمد و خواست او را بكشد . « 2 » و اين خبر شبيه خبرى است كه مىگويد : ابن‌سبا در مصر مستقر شد و فسطاط را مركز خود قرار داد . 6 . مىگويند ابن‌سبا مىگفت : عثمان بدون حق ، خلافت را تصرف كرد و صاحب قانونى و حقيقى آن على است ؛ و اين نظريه عيناً از سخنان عمار است ، كه پس از بيعت با عثمان در مسجد فرياد زد : « اى قريش ! حال كه اين امر را از خاندان پيغمبر خود خارج كرديد و
هامش
( 1 ) روح‌المعانى ، ج 6 ص 312 ( 2 ) الفتنه الكبرى ، ج 1 چاپ مصر ص 128
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1800 | جورج جرداق / خسرو شاهى