بياموزد و چرا در مسائل پيش پا افتاده ، در كار مسلمانان مداخله مىكند . آن وقت چنين كسى ، اصلى از اصول اسلام و حكمى از احكام قرآن را از « ابن سبا » ياد مىگيرد ؟ با آنكه « كعب » زودتر از « ابن سبا » مسلمان شده بود و در مدينه سكونت داشت و شب و روز با اصحاب پيغمبر بهسر مىبرد . . .
عجب است كه مردى پاك از اصحاب پيغمبر بر « كعب » اعتراض كند كه چرا در مسائل دينى دخالت مىكند ، آن وقت خود وى تبليغات ابنسبا را بپذيرد ؟ !
دشمنان شيعه در خلافت امويان و عباسيان دربارهء ابنسبا مبالغه كردهاند تا مردم را دربارهء بدعتهايى كه از جانب « عثمان » و عمال او پديد آمده ، به شك اندازند و از طرف ديگر به « على » و شيعيان او طعنه زنند و پارهاى از عقايد شيعه را ناشى از تعليمات مردمى يهودى بدانند كه از روى نيرنگ مسلمان شده است . ما در همه جا آثارى از طعنههايى كه دشمنان شيعه بر شيعه زدهاند ، بسيار مىبينيم .
بهتر اين است كه مسلمانان صدر اسلام را بزرگتر از آن بدانيم كه مردى كه تازه از صنعا آمده ، و پدر او يهودى و مادر او سياه بود ! و خود وى نيز كيش يهود داشت و اسلام او براى نيرنگ و مكر و فريب بوده است ، دين و سياست و عقل و دولت آنان را بازيچهء خود سازد و به مقصود خود نايل گردد و مسلمانان را برضد خليفهء خود برانگيزاند ، تا آنجا كه وى را به قتل رسانند . و سپس آنان را به احزاب و دستههاى مختلف منقسم سازد !
اينها مسائلى است كه در ترازوى خرد وزنى ندارد و از نظر پژوهش
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1789
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٨٩