علمى و تحقيق انتقادى نيز درست نيست ، و نمىتوان مباحث تاريخى را بر چنين بنيانى استوار ساخت . . . » « 1 »
دكتر طه حسين در جلد دوم كتاب خود ، باز هم در بحث مستقلى دربارهء « ابن سبا » اينطور مىنويسد :
« . . . عجب در اين است كه نويسندگان ، وقتى اخبار و شورش دورهء عثمان را مىنوشتند ، از ابنالسوداء يعنى عبداللَّهبن سبا و پيروانش خيلى نام بردهاند ، و باز پس از كشته شدن عثمان و قبل از آنكه على براى ملاقات با طلحه و زبير و امالمؤمنين خارج شود ، از آنها زياد نام بردهاند و باز در آن وقت كه على براى صلح و آرامش ، كسانى نزد طلحه و زبير و امالمؤمنين مىفرستاد ، نام آنها درواقع خيلى ديده مىشد . بعد مورخين گفتند : كه آنها بدون دستور على براى افروختن آتش جنگ ، توطئه كردند و . . .
اما بسيار عجيب است كه اين مورخين وقتى از جنگ صفين بحث مىكنند ، پيروان ابنسبا را به كلى از ياد مىبرند ، و يا اصلًا توجهى به آنها نمىكنند ؟ ! . . .
بايد دانست كه خوددارى مورخين از بردن نام ابنالسوداء و پيروانش در جنگ « صفين » ، حداقل دلالت بر اين دارد كه موضوع پيروان ابنسبا و پيشواى آنها ، اصلًا بىاساس و ساختگى و مجعول بوده و از مجعولاتى است كه وقتى زد و خورد بين شيعه و ساير فرقههاى اسلامى شدت يافت ، به وجود آمده است .
دشمنان شيعه ، براى اينكه بيشتر در حقشان دشمنى كنند و به آنها
هامش
( 1 ) الفتنة الكبرى ، تأليف دكتر طهحسين چاپ هشتم ، دارالمعارف مصر ص 131 - 137