عثمان در نوشتن نامه ، آن هم در حالى كه عثمان اطلاعى نداشت بيشتر است ، يا جسارت اهانت به همسرش در حضور وى ؟
مردم عصر عثمان مطالبى از بىپروايى مروان نسبت به خليفه مىدانستند كه آن را پنهان نكرده و انكار نمىنمودند ، بلكه حرفهايشان را به گوش عثمان مىرساندند و او را سرزنش و تهديد مىكردند ، شايد بتوانند اختيار او را از دست مروان خارج كنند . مگر على ( ع ) نزد عثمان نرفت و به نام مردم ، اين مطالب را به عثمان نگفت : « تو نبايد در دست مروان همچون چارپايى باشى كه در اين پيرى ، تو را به هر سو بكشاند ! تو در دست مروان مثل شترى هستى كه از هر طرف او را بكشند ، مىرود . مىبينم تو را به جايى مىبرد كه ديگر نمىتواند بازگرداند ! »
بىپروايى مروان عليه عثمان نمونهاى از جرأت يافتن تمام مردم نسبت به عثمان بود ؛ چنانكه در روزهاى آخر حكومت وى ، بىپروايى مروان ، علت جرأت مردم نيز شده بود . داستان جبلة بن عمروساعدى با عثمان قبلًا نقل شد . وى كه از مردم عادى بود از آنان خواست كه جواب سلام عثمان را ندهند و شخصاً به عثمان گفت : به خدا سوگند ، اين زنجير را به گردن و دستت مىاندازم ، تا زمانى كه دربارت را از اين افراد كثيف پاك كنى . . .
چرا دكتر طه حسين از جسارت ورزيدن مروان نسبت به عثمان درباره جعل نامه تعجب مىكند ، در صورتى كه يك فرد عادى اجتماع چنين جسارت عجيبى عليه عثمان پيدا مىكند . مگر مروان از نرمخويى عثمان و ميزان نفوذ خويش بر وى ، آگاهتر از ديگران نبوده است ؟ !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1769
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٦٩