برنداشت تا اينكه على ( ع ) او را لعن كرد و از خود راند و با تازيانه ، اسب او را كنار زد .
مروان بود كه در دشوارترين لحظات ، اين جسارت و جرأت را داشت كه در حضور عثمان برخاست و به ميل خود ، با خشونت و زور ، مردم را از دارالخلافه بيرون راند .
مروان بود كه بر عثمان و عمار جرأت پيدا كرد و دستور قتل عمار را به عثمان داد .
بىپرواييهاى مروان نسبت به خليفهء سوم بيش از اينهاست . جسارت مروان به جايى مىرسد كه به نائله ( همسر عثمان ) در حضور عثمان توهين مىكند .
داستان چنين است كه نائله همسر عثمان ، كه زنى خردمند و دانا بود مىكوشيد كه شوهرش را وادار سازد تا به نصايح علىبن ابيطالب ( ع ) بر خلاف نظر مروان ، گوش فرادهد .
موقعى كه عثمان خطبهء خود را براى جمعيت شاكيان و مردم غضبناك شهرها ايراد كرد و در آن سخنرانى توبه نمود و به آنها وعدهء اصلاح اوضاع را داد ، مروان مىكوشيد عثمان را از گفته و روش خود بازگرداند ، به همين جهت به وى گفت : يا اميرالمؤمنين ، سخن بگويم يا ساكت باشم ؟
نائله همسر عثمان گفت : نه ، ساكت باش ! به خدا سوگند شما قاتل عثمان و يتيمكنندهء بچههاى او خواهيد بود ! خليفه حرفى زده و هيچگاه نبايد از آن تخلّف نمايد ! مروان در حضور عثمان به نائله گفت : تو را چه به اين كارها ؟ به خدا سوگند پدرت تا دم مرگ ، هنوز آداب وضو گرفتن را درست نمىدانست . آيا جرأت مروان نسبت به
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1768
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٦٨