تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1743

مساهمون:

ص١٧٤٣
كرد ، مردم خشمگين خانهء عثمان را محاصره كردند و محاصره به طول انجاميد . آب را بر روى عثمان بستند ، تا به خواسته‌هاى مردم تسليم شود ؛ اما عثمان تسليم نگرديد و از بالاى بام سر برآورد و گفت : آيا على ( ع ) در ميان شماست ؟ مردم گفتند : نه ! عثمان دوباره گفت : آيا سعد در ميان شماست ؟ مردم گفتند : نه ! عثمان گفت : آيا كسى هست كه به على ( ع ) خبر بدهد كه به ما آب برساند ؟ هنگامى كه اين خبر به على ( ع ) رسيد ، با شهامت و شجاعت معروفى كه داشت سه مشك آب را در اختيار گروهى از ياران و همراهانش گذاشت و به آنها سفارش كرد كه حتى به قيمت جانشان ، آب را به عثمان برسانند . آنان كه مأمور رساندن آب به عثمان بودند ، با انقلابيون درگير شدند و برخى مجروح شدند و سرانجام آب را به عثمان رساندند . در اينجا بود كه امام على ( ع ) فصل جديدى از شهامت و شجاعت علوى را به فصلهاى زندگى خويش افزود ؛ شهامتى كه على ( ع ) را از ثروت‌اندوزى و سودطلبى و ستمگرى به خشم مىآورد و نيز او را قهرمان لطف و مهربانى نسبت به انسانها ، از جمله عثمان مىكند ؛ يعنى كسى كه بنىاميه او را در دام خود گرفتار كرده‌اند و راه او را به سوى قلبها بسته‌اند و در سير او به سوى عدل و انصاف مشكلات بسيارى ايجاد كرده‌اند . عثمان در خانه محاصره شده و مردم مىخواهند او را بكشند و از آب محرومش ساخته‌اند ! به على ( ع ) خبر رسيد كه آنان مىخواهند خون عثمان را بريزند ! على ( ع ) با شتاب راه افتاد . در پيشاپيش آن حضرت دو فرزندش حسن و حسين ( ع ) ، عبدالله بن عمر و عده‌اى از مهاجرين و انصار و