تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1742

مساهمون:

ص١٧٤٢
گوش داده و سخنان على ( ع ) را ناديده گرفته بود . از اين جهت على ( ع ) مىتوانست بار ديگر به او نصيحت و خيرانديشى نكند ، اما مهربانى على ( ع ) به خليفهء پير و تمايل آن حضرت به اصلاح و اميد بازگشت عثمان به راه راست ، او را بر آن داشت كه بار ديگر نصيحت و خيرخواهى خود را به او عرضه دارد . هنگامى كه عثمان شب هنگام به پيشنهاد زن عاقل خود « نائله » به نزد على آمد تا از او پوزش بطلبد و وعدهء بازگشت بدهد ، على ( ع ) به او فرمود : « آيا درست است كه پس از آنكه بر منبر رسول خدا ( ص ) آن سخنها را گفتى و به مردم وعدهء اصلاح داده ، به خانهء خود رفتى ، مروان بيرون آيد و بر در خانهء تو ، مردم را به باد دشنام بگيرد ؟ » عثمان خود را سرزنش نمود و على ( ع ) بار ديگر به نصيحت او پرداخت و فرمود : « به خدا سوگند ، من بيش از همه اين مردم خشمگين را از اطراف تو پراكنده مىسازم ؛ ولى چه كنم كه هرگاه به تو سخنى كه به گمان من براى تو نافع است مىگويم ، مروان چيز ديگرى به تو مىگويد و تو حرف مرا نشنيده مىگيرى و به حرف او عمل مىكنى ! » سخن على ( ع ) درست بود . بار ديگر مروان آمد و همهء كارها را به زيان خليفه خراب كرد . انقلابيون بازگشتند . آنان در پى اجراى وعده‌هايى بودند كه به آنان داده شده بود ؛ اما مروان آنها را منكر شده بود . آنان پيش عثمان آمدند تا مروان را براى بازجويى به آنها تسليم كند . عثمان باز هم در دفاع از مروان پافشارى كرد ، انقلابيون نيز بر درخواست بازجويى مروان و محاكمهء او سرسختى و پافشارى نمودند . هنگامى كه عثمان بر نظر خود مبنى بر عدم تسليم مروان پافشارى