عثمان گفت : مردى را كه به من كمك كرده به دست شما نمىسپارم ! جمعيت به در خانهء عثمان يورش بردند و آتشى آوردند و در خانه و اطاقى را كه عثمان در آن بود به آتش كشيدند . آنگاه دارالخلافه را سنگباران نمودند ، به طورى كه حسنبن على ( ع ) كه بنابر دستور پدرش در آنجا بود و جمعيت را متفرق مىساخت و مانع ورود آنها به خانه بود ، زخمى گرديد و سرهاى عدّهاى از ياران على ( ع ) هم شكسته شد .
انقلابيّون از بنىهاشم و ياران قريشى آنان ترسيدند كه مبادا اگر به حسن و حسين ( ع ) صدمهاى وارد شود ، آنان به مقصود خود نرسند . برخى از آنان گفتند : اگر بنىهاشم بيايند و حسن و حسين ( ع ) را خونآلود ببينند ، ما به هدف خود نمىرسيم ؛ بهتر اين است كه چند نفر از ديوار بالا روند و مخفيانه عثمان را بكشند .
در پى اين تصميم ، محمدبن ابىبكر و دو تن ديگر ، از خانهء « محمد بن حزم انصارى » بالا رفته و وارد خانهء عثمان شدند . و او را در كنار نائله همسرش يافتند . ناگهان دو رفيق محمدبن ابىبكر با پيكانهاى تيز به او حمله كردند و او را كشتند . هر سه نفر از همان راهى كه آمده بودند ، بازگشتند . نائله فرياد كشيد : اميرالمؤمنين را كشتند ! اين فرياد به گوش حسن و حسين ( ع ) و ساير فرزندان صحابه رسيد . وقتى وارد خانه شدند ديدند كه خليفه به قتل رسيده است ؛ سپس بر جنازهء وى گريستند .
خبر كشته شدن عثمان كه به على ( ع ) رسيد ، وحشت كرد و فرياد كشيد : شما تا پايان عمر از زيانكارانيد ، مرگ بر شما . سپس در حالى كه سخت خشمگين بود ، با شتاب به خانهء خليفهء مقتول شتافت .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1745
مساهمون: جورج جرداق
ص١٧٤٥