خود در زمينهء حكومتى و مالى و تغيير برنامههاى سوسياليسم اسلامى به برنامههاى سرمايهدارى خالص ، عمل مىكردند . آنها مردم را به مثابه وسيلهء استفاده و سود درآورده مىنگريستند ؛ در نتيجه سودطلبى رواج يافت ، خلافت به سلطنت تبديل شد و تمام امكانات اين سلطنت به طور دربست در دست بنىاميّه و ياران و بندگان ايشان افتاد .
حادثهء زير از جمله حوادثى است كه ديدگاه بنىاميه را ، در عصر عثمان ، نسبت به مردم و نظرشان را نسبت به دولت نشان مىدهد :
آغاز خلافت عثمان به گونهاى بود كه پشت مردم را براى سوارى بنىاميّه آماده نمود . عثمان آنان را بر منصبها گمارد ، زمينهاى دولتى را به آنها واگذار كرد و از منافع بنىاميه و ياران و دوستانشان به شدت حمايت نمود . او ثروت را طبق برنامه مخصوصى ، به نفع ثروتمندان و عليه نظام طبقاتى كه اسلام آن را درهم كوبيده بود ، در اختيار آنان قرار داد . به طورى كه متنفّذان بهنحو بىسابقهاى از جهت مالى رشد نمودند و مردم هم در زير يوغ و سنگينى بار آنان به ستوه آمدند .
هنگامى كه در زمان عثمان ، « ارمنستان » فتح شد ، خمس آن را گرفت و همه را به مروان بن حكم - كه خويشاوند او بود - هديه كرد . مردم از اين بدعت برآشفتند . عبدالرحمن بن حنبل اشعارى در اين باره گفته كه ديدگاه مردم را مجسّم مىكند : « سوگند به خداى خالق بشر ، كه او چيزى را بيهوده نيافريده است . اما تو اى عثمان براى ما فتنهاى هستى كه با آن آزموده شويم و يا در محنت باشيم . ابوبكر و عمر راه هدايت را به ما نشان داده و بيان كردند كه فريبكارانه درهمى از ما نگرفتند و درهمى در راه اميالشان صرف ننمودند . تو به مروان ،
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1685
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٨٥