حكومت مسلمانان را به تو مىسپارند . تو بنىاميه و بنىابى معيط را به گردن مردم سوار مىكنى و آنان را در درآمدهاى بيتالمال مقدم مىدارى . اين عمل تو موجب مىشود كه دستهاى از گرگان عرب به تو حملهور شوند و تو را در رختخوابت سر ببرند ! به خدا سوگند اگر آنان ستمگرى كردند ، مردم تو را به قتل مىرسانند و اگر تو آنان را بر مردم مسلط نمودى ، آنها مسلماً ستمگرى مىنمايند ! » سپس عمر موهاى جلوى پيشانى خود را گرفت و گفت : « وقتى اين حوادث رخ داد ، به ياد گفته من باشيد ! »
بازگرديم به سخنى كه علىبن ابيطالب ( ع ) درباره عثمان فرمود و حقيقت او را قبل از زمامدارىاش روشن ساخت . يكبار على ( ع ) به عموى خود عباس فرمود : « آگاه باش كه من مىدانم ، آنان به زودى عثمان را به حكومت مىرسانند و او بدعتها و حوادثى پديد مىآورد . اگر زنده ماندى به يادت مىآورم ؛ و اگر او را كشتند و يا از دنيا رفت ، بنىاميه حكومت را بين خود دست به دست مىگردانند ! »
راستى تا چه اندازه سخن عمربن خطاب و علىبن ابيطالب ( ع ) درباره دوران عثمان درست بود ؟
عثمان كه به خلافت رسيد با حوادث پيچيدهء بسيار دشوارى روبهرو شد . بنىاميه هم ، به جاى اينكه به حل مشكلات عثمان يارى رسانند ، بر دشوارىهايش افزودند ، زيرا نيت پاكى نداشتند و نمىخواستند به اسلام خدمتى نمايند . علاوه بر اين ، آنان خليفه را به خاطر خويشاوندى و نرمى و سازشكارىاى كه در او بود ، مورد سوءاستفاده و بهرهبردارى قرار دادند و براساس تعصّب فاميلى ، نفوذ شخصى ، بازى با مصالح عموم ، استخدام اركان دولت در جهت منافع
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1684
مساهمون: جورج جرداق
ص١٦٨٤