تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1683

مساهمون:

ص١٦٨٣
مىجنگيم . چرا آنها ثروتمند باشند و ما نيازمند ؟ ! اگر بازرگان هندى ، مشك از نافهء آهوى خُتن بياورد ، بر فرق سر آنان روان مىگردد ! هر چه از مال خدا را به دست آوردى حفظ كن ، زيرا زمانى راضى مىشوند كه نصفش ، مال آنان باشد . » بايد گفت متنفّذين عرب كه غنيمتهاى جنگى ، آنان را به فساد و گمراهى انداخته بود ، در زمان عمر هم مىخواستند به سودجويى و ستمگرى خود ادامه دهند ؛ اما عمر هرگز اجازهء چنين بىبندوبارىهايى را نمىداد . وى آنان را زندانى مىساخت ، عزلشان مىكرد ، اموالشان را مصادره مىنمود و بر آنها سخت مىگرفت و آنها جرأت نداشتند كه به سودجويى ، ستمگرى يا اعمال ناشايسته و زشت بپردازند . اين مطلب را در فصل گذشته بيان كرديم . در دوران عثمان ، بيمارى قدرت‌طلبى گسترش يافت . طمعهاى دربند شده ، بند خود را گسيختند و رياست‌طلبان به رهبرى بنىاميه كه گاهى مخفى و زمانى آشكارا به يارى يكديگر برخاستند جامعه را از هر طرف به بلايى سخت دچار ساختند . مردم در عصر عثمان از رياست‌طلبان كارهايى ديدند كه در زمان رسول خدا ( ص ) و يا ابوبكر و عمر ، هرگز نديده بودند ! درزمان عثمان چه‌چيز مردم را به وحشت انداخته بود و ملت را منقلب ساخته بود ؟ ! براى پاسخ به اين پرسش به سخنى كه عمر به عثمان گفت ، باز مىگرديم تا ميزان روشن‌بينى آگاهان كه وقوع فتنه و شر از بنىاميّه و يارانشان را پيش‌بينى مىكردند ، و ميزان شناختشان از حقيقت اين گروه به هنگامى كه بر مردم حكومت كنند ، آشكار شود . روزى عمر به عثمان گفت : « متوجه باش ! مىبينم كه قريش
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1683 | جورج جرداق / خسرو شاهى