و علىبن ابيطالب آن « خانه و ملكى » را كه « ثروتمندان و مالكان » با تجاوز به حقوق مردم بهدست آورده بودند ، مىفروخت و به بيتالمال عمومى مىافزود و مىفرمود : « اگر كسى از آنان ، صاحب ملك و خانه و ثروتى نباشد ، ديگر بر او راهى نيست » !
* * * در پايان اين بحث ، همراه « آلبير بايبه » « 1 » و ديگر انديشمندانى كه توجه زيادى به انقلاب كبير فرانسه و اصول و مبادى آن مبذول داشته و به بررسى و تحقيق آن پرداختهاند ، مىگوييم : درواقع اعلاميه حقوق بشر فرانسه از چهار اصل اساسى سرچشمه گرفته كه از آن ، فروع گوناگونى منشعب شده و مبادى و اصول ديگرى بهوجود آمده است .
اين چهار اصل اساسى عبارتند از :
1 . مردم آزاد بهدنيا مىآيند و آزاد زندگى مىكنند و از لحاظ حقوق با هم برابرند .
2 . مردم حق دارند هر كارى را كه به ضرر ديگران نباشد ، انجام دهند و بنابراين مىتوانند تفكر كنند ، سخن بگويند و بنويسند و با كمال آزادى نظر و رأى خود را ابراز دارند .
3 . مردم كه ماده اصلى جامعه را تشكيل مىدهند ، در اداره آن ، حق مطلق دارند .
4 . آن گروه از افراد مردم كه قدرت را بهدست گرفتهاند بايد هميشه از طرفىحقوق فرد ، و از طرفديگر حقوقهمگانى رادرنظر داشته باشند .
اين حقيقت ، همان چيزى است كه ما در اين كتاب در موقع
هامش
( 1 ) . تاريخ اعلان حقوق الانسان ، ص 8