آرى ! شما آنها را در قانون اساسى و روش امام على ، كه زمامدار ، انديشمند و انسان بزرگى است ، بهخوبى و روشنى مىيابيد .
* * * گمان مىكنم بهخوبى دريافته باشيد كه اين مبادى و اصولى كه ادبا و نويسندگان بزرگ انقلاب كبير ، تاريخ بردگى انسان و استثمار انسان از انسان را با آن پايان دادند و انديشه امتيازات طبقاتى را كه انسانيت در سايه سياه آن ، بدترين و شديدترين شبهاى تاريك و مخوفترين و ناگوارترين كابوسها را ديده و شناخته بود ، بهوسيله آن نابود ساختند ، همان مبادى و اصولى است كه نيكمردان تاريخ بشرى در درون و ضمير خود با آن زندگى كرده و ستمديدگان ، در خلال شبهاى دراز و سنگين تاريخ ، با آرزوى آن ، بهسر برده و هنرمندان و انديشمندان در گوشه و كنار روى زمين ، آن را به شكل ادبيات در كتابهاى اشعار و در سرودها و تصنيفها و زمزمههاى خويش ، يا كار و كوششى كه بيشتر شباهت به جرقه نور در ظلمت ساخته و شكل داده و در دسترس همگان قرار دادهاند ! . . . و آنگاه همين مبادى و اصول ، از گوشهاى به گوشهء ديگر و از دورانى به دوران ديگر ، انتقال يافته و در درون زمان ، همانند بذرى كه در دل خاك جان مىگيرد ، جان گرفته و رشد نموده و تكامل يافته تا زندگى و حيات طبيعى خود را در مغز و دل ادبا و نويسندگان فرانسه آغاز كند و سپس با تلاشها و رنجهاى پيگير راه را بهسوى نيكى و سود انسان باز نمايد .
و همچنين گمان مىكنم شما بهخوبى درك نموده باشيد كه اين مبادى و اصولى كه ادبا و بزرگان انسانيت با آنها بهسر برده و مرحلهء تكاملى آن در انديشهء و دل ادبا و نويسندگان انقلاب كبير جلوهگر شده
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1002
مساهمون: جورج جرداق
ص١٠٠٢