بالاتر از مضمون ماده چهاردهم اعلاميه حقوق بشر است ، اسقاط ماليات ، از هر كسى است كه قدرت پرداخت آن را ندارد ! . . .
* * * اما اصل پانزدهم :
15 . « هيأت عمومى مردم حق دارد كه از چگونگى كار حاكم و كارمند آگاه شود و از آن پرسش بنمايد و بر كارهاى او نظارت داشته باشد » !
علىبن ابيطالب در اين مورد ، زمامدار را مورد خطاب قرار داده و مىفرمايد : « هرگاه مردم گمان كردند كه تو در موردى زيادهروى كرده يا ظلم نمودهاى ، عذر و دليل خود را آشكارا به آنان بگو و بدينوسيله گمان بد ايشان را از خود دور بگردان . اين امر هم تمرين عدالتخواهى تو و هم ارفاق و مهربانى نسبت به توده و هم نوعى بيان عذر است كه نتيجه آن ، اقامه حق است كه مورد علاقه و هدف تو است . » يعنى اگر مردم گمان كردند كه تو انحرافى يافته و يا از پيروى حق و عدالت دور شدهاى ، بايد بلافاصله حقيقت را با آنان درميان بگذارى و دليل و عذر خود را بهطور آشكار بگويى . براى آنكه تو در قبال آنان مسئول هستى و آنان حق قانونى دارند كه از وضع تو جويا شوند و بر كارهاى تو نظارت بنمايند ، زيرا تو « نماينده ملت » هستى !
از جمله بيانات امام در اين زمينه ، سخنى است كه آن را بهمثابه قانونى ، براى همه مردم ابراز داشت و خود نيز هميشه به آن عمل كرد و آن اينكه : « مردم ! من فردى از خود شما هستم و همان حقى را دارم كه شما داريد سود يا زيان شما ، سود يا زيان من هم هست و حق
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 997
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٩٧