است ، همان مبادى و اصولى است كه تقريباً چهاردهقرن پيش ، بزرگمرد و يگانه انديشه عربى ، علىبن ابيطالب ، درباره آنها فكر كرده و گاهى بهطور آشكار ، جوهر و ذات آن را اعلان نموده و در بسيارى اوقات هم ، نص و جوهر لفظ و معنى هردو را با هم و يكجا ، بيان داشته است . اين واقعيت ، قيمت و ارج علىبن ابيطالب را در مقياس عظمت حقيقى و بزرگى واقعى ، به ما نشان مىدهد ؛ عظمت انسانى كه عميق مىانديشد و صادقانه مىكوشد و كار مىكند و نيكوكارانه زندگى مىنمايد و شهيد از دنيا مىرود و در همه حالات زندگى ، آثار و يادگارهايى از خود بهجاى مىگذارد كه اگر با محك عقل و خرد آنها را بسنجيد اوج مىگيرند و برترى خود را نشان مىدهند و اگر با مقياسهاى مهر و عاطفه انسانى ، آنها را ارزيابى كنيد ، پاكى و نيروى حيات ابدى آنها ، جلوهگر مىشود !
* * * و اكنون :
نخست بهسوى كشف بزرگى امام علىبن ابيطالب مىرويم كه آثار وى ، مالامال از مهر انسانى عميق است . همان مهرى كه در آثار متفكران بزرگ انقلاب كبير نيز ديده مىشود !
و سپس از نمونههاى عالى اخلاقى و انسانى ، كه علىبن ابيطالب در حالات گوناگون خود نشاندهندهء آنهاست و آنها درواقع مظاهر و جلوههاى عدالت وجود و جهان هستى است ، آگاه مىشويم !
و آنگاه از عظمت امام على ، در مقام مقايسه وى با يكى از بزرگمردان جهان انسانى ، يعنى سقراط ، پرده برمىداريم !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1003
مساهمون: جورج جرداق
ص١٠٠٣