قدرت مركزى براى اداره امور برطبق قاعده و اساس قانونى ، اين گفتار است كه در آن مردم را بهخاطر پيروى از انگيزههاى فرديشان در مورد مسائل اجتماعى و كارهاى مربوط به همگان ، توبيخ و سرزنش مىفرمايد : « . . . در كارهاى مشكل و مهم فقط به نظريات و افكار خودشان اعتماد مىكنند ، گويا كه هركدام پيشواى خويشتن است ! و رشتههاى استوار و عوامل و دلايل محكم را ، از خود گرفته است ! » .
علىبن ابيطالب آنان را وقتى اينچنين مورد سرزنش و توبيخ قرار مىدهد كه در جامعهء آنان حكومت دموكراتيكى برپاست كه كاملًا به وظايف و مسئوليتهاى خود عمل مىكند ، ولى آنان به وجود آن اهميتى نمىدهند و به همين علت است كه امام گفتار خود را ، با سخن ديگرى در جاى ديگر دنبال مىكند و مىفرمايد : « از كسى اطاعت كنيد كه با نادانى او معذور نباشيد » ! و نادانى در حاكم يا صاحب قدرت ، در مكتب امام على ، عذر و دليلى براى مردم است كه از او اطاعت و پيروى ننمايند !
اما درباره اصل دوم از اين ماده ، علىبن ابيطالب به اندازهاى احكام و اوامر دارد كه ما قبلًا دهها صفحه از اين كتاب را به بحث درباره آنها اختصاص دادهايم . اينك خلاصهاى از آن مباحث :
كسانى كه اداره امور و قدرت عالى همگانى به آنها واگذار مىشود ، فقط افرادى هستند كه در خدمت قانون هستند قانونى كه خود براى خدمت به مردم وضع شده و بهوجود آمده است و آنان در انجام وظيفه و مسئوليت خود ، از آن قدرت كمك مىگيرند ، زيرا كه : « آنان گنجينهداران مردم و نمايندگان ملت هستند » و براى آنكه : « كار و عمل
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 992
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٩٢