* * * اصل دهم آنكه :
10 . « هيچكس را نمىتوان بهخاطر افكار و انديشههايش تحت فشار قرار داد ، مگر آنكه آشكارساختن آن انديشهها موجب هرج و مرج و بههمخوردن آرامشى باشد كه قانون آن را براى نظم عمومى و جامعه لازم دانسته است » .
مضمون كلى اين اصل ، تجديد و تأكيد همان چيزى است كه در اصل چهارم و پنجم ، چگونگى آن را ديديم . ولى در اين اصل ، توجه ويژهاى به حق آزادى مردم در اعتقادات و افكار شده است . البته ما در موقع بررسى اصل اول و اصل دوم ، در اين باره سخن گفتيم و اشاره كرديم كه علىبن ابيطالب در قانون اساسى خود ، حق آزادى عقيده و طرز فكر را به رسميت شناخته است ، ولى بهشرط آنكه كوچكترين صدمهاى به قانون ، كه قانون همگان است ، نرساند .
و اكنون نظريه صريح و آشكار امام را در اين زمينه تكرار مىكنيم :
« و اگر بالشى بگذارند كه من بر آن بنشينم ، در ميان پيروان تورات با توراتشان و در ميان پيروان انجيل مطابق انجيلشان و در بين اهل قرآن با قرآنشان ، چنان حكم و داورى كنم ، تا هركدام از جانب خود بگويند : على راست مىگويد » .
و در مورد مسيحيان فرمود : « هركس پيرو انجيل را بيازارد ، مرا آزرده است » . و دربارهء همه گروههاى غيرمسلمان كه در پناه جامعه اسلامى بهسر مىبرند فرمود : « دارايى و خون آنان هم ، مانند اموال و خونهاى ديگران محترم خواهد بود » .
و از مواد اساسى قانون ، در مكتب امام على ، آن است كه هيچ
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 989
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٨٩