از اخبار ديگر امام على ، كه درواقع توضيحدهندهء بينش و اصل قانونى امام در اين زمينه بوده و با اصل نهم اعلاميه حقوق بشر فرانسه توافق دارد ، روايتى است كه « ابن ابىالحديد » آن را در شرح نهجالبلاغه نقل كرده و گفته است كه علىبن ابيطالب فرمود :
« . . . سپس يكى از آنان به نزد من آمد و گفت : من از توطئهاى كه « عبدالله ابن وهب » و « زيدبن حصين طايى » برضد شما مىچيدند ترسيدم ، چون من از آن دو نفر چيزهايى شنيدم كه اگر شما مىشنيديد يا آنها را به قتل مىرسانيديد و يا براى هميشه به زندانشان مىافكنديد !
من به او گفتم : با تو درباره آن دو نفر مشورت مىكنم ، به نظر تو چه بايد بكنم ؟ او گفت : بهنظر من ، شما آن دو نفر را احضار كنيد و سپس هردو را گردن بزنيد !
من از اينجا فهميدم كه اين مرد نه خردمند است و نه پرهيزكار ، و به او گفتم : در تو اثرى از عقل و تقوى نمىبينم ! اى كاش فهميده بودى كه من هرگز كسى را كه با من نجنگيده و دشمنى خود را عملًا نشان نداده است به كيفر مرگ نمىرسانم . وانگهى ، بسيار سزاوار بود كه اگر من مىخواستم آن دو نفر را به قتل برسانم ، به من بگويى كه : از خدا بترس ! چرا كشتن كسانى را تجويز مىكنى كه هيچكس را به قتل نرسانيدهاند ؟ . . . »
. . . از جمله آداب امام على آن بود كه اگر جرم كسى ثابت مىشد ، كيفر و قصاص عادلانهاى براى وى تعيين مىنمود كه كوچكترين خشونت و اهانت و شكنجه در آن راه نداشت . همين سخن او درباره تبهكاران ، به اين راه و روش اشاره مىكند : « و آنان را بدون هيچگونه اسراف و افراطى ، مجازات كن » !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 988
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٨٨