جهت به خشم مىآيد و توطئه مىچيند تا اوضاع اجتماعى را به نفع خود و مصالح طبقهء خود تغيير دهد ! و بىشك امام على هم حاضر نيست كه در بين مردم گروهى راضى و گروهى ناراضى باشند ، ولى اگر نارضايتى و خشم از سوى « ويژگان » باشد كه هدفى جز غصب نيكىها و احتكار منافع و استثمار مردم و انحصارطلبى در آنچه همه در آن يكسان و برابرند ندارند در اينصورت آنان را رها مىكند تا ناراضى باشند و برنجند ! زيرا كه امنيت ، آرامش ، سلامتى و رستگارى ، جز در خشنودى و رضايت اكثريت توده مردم بهدست نمىآيد . و در همين زمينه ، امام على مىفرمايد : « خشم و رنجش نزديكان و ويژگان ، با رضايت و خشنودى همگان جبران مىشود » !
علىبن ابيطالب ارزش و مفهومى براى حكومت و دولت ، اگر نمايندهء اراده ملت نباشد ، قائل نيست . و به همين علت مفهوم « زمامداران » و صاحبان قدرت را آنچنان بيان مىكند كه كوچكترين اختلافى از نظر لفظ يا مفهوم ، با بيان انقلاب كبير فرانسه ندارد . . . امام على دربارهء ادارهكنندگان دستگاه دولتى مىفرمايد كه آنان : « گنجينهداران توده و وكلاى ملت هستند » « 1 » ! . . . گنجينهداران توده ، همان كسانى هستند كه اداره امور مردم را در دست دارند و بدينترتيب ، آنان خدمتگزاران ملت و ادارهكنندگان كارهاى آنان و نگهبانان مصالح و اموال و حقوق توده بهشمار مىروند ، و هيچ وظيفه و مزيت ديگرى جز اين ندارند . و وكلاى ملت ، همان نمايندگانى هستند كه مردم به آنان اعتماد دارند و آنان را براى اداره امور و
هامش
( 1 ) .
« خزانالرعية و وكلاء الامة »
.