شرافتمندتر بوده و با افتخار فراوان و عزت نفس زندگى خواهند نمود و حقوقشان محفوظ خواهد ماند ، بلكه در آينده تعداد آنان بيشتر و زندگيشان پايدارتر خواهد بود . ولى سرشكستگان و زبونان ، كسانى كه مورد ستم واقع مىشوند و به آن تن درمىدهند و اعتراض نمىكنند ، آنان سرنوشتى جز فنا و نابودى ندارند .
علىبن ابيطالب اساساً در مورد همهء حقوق انسانى مىفرمايد : « ما حقى داريم كه اگر آن را به ما بدهند ، خواهيم گرفت ، و اگرنه به پشت شترها سوار خواهيم شد و بهدنبال آن خواهيم رفت اگرچه اين راه بسيار طولانى باشد . »
از اين بالاتر : علىبن ابيطالب گام را فراتر مىنهد و مقاومت در برابر ظلم و ستم را نه فقط حق مردم مىداند ، بلكه آن را يك وظيفهء واجب مىشمارد و اين آيهء جاويدان را در اين زمينه مىفرمايد : « ستمكار و ياورش و كسى كه بر آن تن دردهد ، هرسه در آن ظلم شريك و سهيم هستند » . پس ستمگر و ياور وى در ظلم و ستم ، هردو نادان و بىخرد هستند و آنكس كه تن به ظلم درداده و به آن راضى مىشود ، نيزچنين است .
و از سخنان جالب امام در اين زمينه ، اين گفتار است : « خداوند بيامرزد كسى را كه اگر ستمى ديد با آن مبارزه مىكند و آن را از بين مىبرد » . . .
* * * و اكنون به بررسى اصل سوم اعلاميه حقوق بشر فرانسه بپردازيم .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 971
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٧١