را از آن اعلام مىدارم . مگر آنكه گرسنگى بيچارهكنندهاى ، راهى براى سيرشدن كسى باقى نگذاشته باشد !
شما مردم ! هر كدام از آنان را كه بر شما ظلم كرد ، در برابر ستم و ظلمش ، كيفر دهيد . ولى افراد بىخردتان را از تعرض به ايشان بازداريد و دستشان را كوتاه سازيد ، و من پشت سر سپاه هستم . مرا از ستمهايى كه از ايشان به شما رسيد و يا از سختىهايى كه بر شما روا داشتهاند و شما نتوانستهايد آن را جز به يارى خدا و مراجعه به من دفع كنيد ، آگاه سازيد تا من به يارى و خواست خداوند ، آن را اصلاح كرده و تغيير دهم . » !
در اينجا شما مىبينيد علىبن ابيطالب چگونه به ارتش خود دستور مىدهد كه ظلم نكند و تجاوز ننمايد و سپس مىبينيد كه چگونه مردم را از حق قانونى خود آگاه مىسازد و به آنها نشان مىدهد كه بايد در برابر تجاوز احتمالى سپاهيان ، ايستادگى كنند و متجاوز را ، به كيفر برسانند . ولى اگر بنا به دلايلى نتوانستند در برابر تجاوز سپاهيان مقاومت كنند ، موضوع را براى رسيدگى به او مقام برتر حكومت گزارش دهند ، تا او متجاوز را به كيفر مناسب برساند .
علىبن ابيطالب انديشه مقاومت در برابر ظلم را چنان در دل مردم جاى مىدهد و پايههاى آن را محكم مىكند كه به تصور نمىآيد ، زيرا كه او با روح عجز و زبونى و ترس از كشتهشدن در راه دفع ظلم و مقاومت با ستم ، بهشدت مىجنگد و مىفرمايد : « باقيماندگان شمشير ، در شمار ، پايدارتر ، و در نسل و فرزند ، بيشتر خواهند بود » . يعنى كسانى كه براى مطالبهء حق خود در برابر ظلم و ستم مقاومت مىكنند و بيشترشان كشته مىشوند ، نهتنها باقيماندگانشان
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 970
مساهمون: جورج جرداق
ص٩٧٠