دقت قرار دهيد ، هرگز جوابى مقبولتر از : لياقت و شايستگى نخواهيد يافت . و همين امر در قانون اساسى امام على ، تنها راهى است كه براى خواستاران اين پست مهم ، وجود دارد .
ما در بحثهاى آينده « 1 » خواهيم ديد كه مردم در داستان عثمان پيش از كشتهشدن وى و بعد از آن به دو دسته تقسيم شده بودند : گروهى معتقد بودند كه عثمان بهعلت رفاقت و نزديكى با پيامبر اكرم و بهخاطر سابقهاش در اسلام ! و مقامش در قريش ، نبايد مورد حمله مردم قرار گيرد ، اگرچه سياست او ناگوار و منحرف بوده و كارمندان و فرماندارانش مرتكب اعمال زشتى شده و همدستان و مشاورانش در ريختن خون مردم و غارت اموال آنان و تباهساختن زندگى توده ، روش آلوده و خلافى را درپيش گرفتهاند ! . . . پيشروان گروهى كه صاحب اين عقيده بهشمار مىآمدند ، بنىاميه وتعداد بسيارى از بزرگان قوم و سران قبايل بودند .
گروه ديگرى همعقيده داشتند كه رفاقت عثمان با پيامبر و نزديكى و خويشى با وى و سابقهاش در اسلام و مقام و موقعيتش در قريش ، چيزى نيست كه موجب ارتقاى وى به اين مقام شود و نمىتواند از خشم شهرها و تودهها جلوگيرى كند ؛ در حالى كه سياست او انحراف يافته و رفتار و كردار فرمانداران و همدستان و مشاورانش ، زشت و ناروا گشته است .
اين گروه معتقد بودند كه ركن نخستين و اصل اساسى در اين امر ، لياقت و كاردانى است و از وجوه كاردانى كسى كه متصدى مقام
هامش
( 1 ) . اين بحثها در جلد چهارم متن عربى كتاب آمده است . م