« شگفتا ! آيا خلافت و حكومت با رفاقت و قرابت هم عملى مىشود » ؟ !
و اگر خلافت و حكومت بهوسيله رفاقت و قرابت نشود ، پس به چه دليلى به كسى واگذار مىگردد ؟
اگر همه افكار و آرا را براى پاسخگويى اين پرسش ، مورد بررسى و
هامش
- آنان را وادار ساخته كه سخنانى را به امام على نسبت دهند و او را چنان نشان دهند كه گويا از اقدامات بعضى از صحابه كه از وصول وى به مقام خلافت جلوگيرى نمودند ، ناراحت و متأسف است ! ولى اظهار آن سخنان با آن لحن ، با شخصيت علىبن ابيطالب و روش كلى او سازگار نيست و موقعيتهاى زيادى كه براى امام پيش آمده و همه شاهد نيرومندى شخصيت امام هستند ، با اينگونه سخنان ، كه حاكى از ناله و شكايت است ، منافات دارد و ما در اين كتاب ، به گوشهاى از اين موقعيتهاى امام ، اشاره كردهايم . مؤلف .
مقصود مؤلف محترم از اين پانوشت كاملًا بر ما روشن نشد ؟ آيا علىبن ابيطالب از اينكه حق او پايمال شده بود ، ناراحت نبود ؟ و آيا او با انتخاب خليفه ، با آن وضع و كيفيتى كه در « سقيفه » و بعد از آن عملى گرديد و در تاريخ ثبت شده است ، موافق بود ؟ . . . البته كه امام على ( ع ) از آن وضع و از آن انتخاب ناراضى بود ولى بهخاطر مصالح كلى اسلام و مسلمانان ، سكوت نمود . . .
براى توضيح بيشتر بايد افزود كه بدون ترديد مراد مؤلف از سخنان منسوب به امام ، سخنانى نيست كه در اين زمينه در خطبه شقشقيه آمده است . براى آنكه خود مؤلف چند سطر بعد ، در موقع تقبيح عثمان ، جملاتى از همين خطبه امام را بهعنوان استشهاد نقل كرده است . . .
و بىشك اگر سخنانى از زبان امام على نقل شود كه بوى عجز و ناله و زارى داشته باشد ، مربوط به امام نيست و مقام والاى امام برتر و بالاتر از آن است كه اين چنين سخنانى را بهزبان آورد ، ولى تاريخ به ما مىگويد كه امام على در مواردى ، از آن اوضاع انتقاد نموده و آن انتخاب را غيرمنطقى قلمداد كرده است . . .
خطبه سوم از نهجالبلاغه خطبه شقشقيه شمهاى از گلهها و انتقادهاى امام را شامل است . براى مزيد توضيح در اين باره به شرح نهجالبلاغه ابن ابىالحديد ، چاپ مصر ، ج 1 ، ص 151 - 206 رجوع شود . م