* * * اما مسئله وظايف و مقامات ؟ . . . از نظر قانون اساسى علىبن ابيطالب ، مردم در اين مورد نيز با هم يكسان و برابر هستند . ما قبلًا ديديم كه امام على چگونه فكر انحصارطلبى و به خود اختصاصدادن حقوق همگانى محكوم ساخت و چگونه دست اشراف و بزرگان و متنفذان را از هر كارى كه شايستگى احراز آن را نداشتند ، كوتاه نمود ، تا مردم لايق و شايسته را بهجاى آنان انتخاب كند .
مسئله لياقت و شايستگى و مديريت ، در قانون امام على ، نخستين و آخرين مقياس در واگذاركردن اين مقامات و وظايف اجتماعى ، بر خواستاران آنهاست .
علىبن ابيطالب نخست از موضوع خلافت كه بزرگترين و بالاترين وظايف است آغاز كرد ونظر خود را ، بر خلاف اكثريت مردم دوران خود ، درباره آن اظهار نمود . و در آن هنگام كه اكثريت مردم معتقد بودند اين حق ، مخصوص مهاجرين و انصار ، يعنى اصحاب پيامبر ، يا خويشان و نزديكان اوست و بدينوسيله مىخواستند موقعيت اين مقام و وظيفه مهم را بزرگ بدارند ! تنها علىبن ابيطالب بود كه با آراى اكثريت ، مخالفت نمود و سخنانى اظهار داشت كه به ما اجازه مىدهد درباره مطالبى كه در كتابهاى تاريخ در حق امام على ساختهاند و مىگويند كه او هميشه در فكر اشغال ! اين مقام بود ، تجديدنظرى بهعمل آوريم « 1 » . امام فرمود :
هامش
( 1 ) . ناراحتى و اندوه شيعه از ظلم و ستمى كه در حق علىبن ابيطالب روا داشته شد ، بعضى از -