دايرههاى پيوند بين دو احساس ، دو انديشه و دو نظريه ، همه و همه بهدور چهارچوب محكمى كه از يگانگى شخصيت ، تمام اطراف آن استوار گشته است ، مىچرخد و مىگردد . و درواقع اگر شخصيت انسان بههم پيوسته و هماهنگ و واحد باشد ، در عواطف و احساسات گوناگون و افكار و نظريات مختلفى كه در موضوعات و مسائل گوناگون و در شرايط و مناسبات ، و اوقات مختلف از او سرچشمه مىگيرد ، طورى يكسان خواهد بود كه نمىشود آنها را توصيف كرد ، مگر اينكه اذعان كنيم ، آنها در حقيقت ، اصل واحدى هستند كه در مرحله ظهور داراى شاخهها و شعبههاى زيادى مىشوند . و از همينجاست كه مىبينيم پيوند افكار و عواطف گوناگون در نزد امام على همچون پيوند اصل و ريشه با خويشتن است .
دليل و گواه براين موضوع ، آرا و نظريات امام در موقعيتها و موضوعات مختلف است . بنگريد : آنها افكار و نظرياتى درباره مسائل اجتماعى ، اخلاقى و سياسى است . . . سپس درباره انگيزه و هدف نهايى از بيان آنها ، از جانب امام على ، تحقيق كنيد . . . فكر مىكنيد كه چه چيزى خواهيد يافت ؟ بىشك خواهيد ديد كه همه آنها به دور محور واحدى كه دوقطب دارد ! مىچرخند :
1 . قطب نخستين ، يا منشأ پيدايش ، همان شخصيت واحد و بههم آميختهاى است كه از حرارت آتش واحدى شعلهور بوده و در سطح واحدى مىگيرد و يا مىبخشد .
2 . قطب دوم ، يا هدف نهايى ، خدمت به انسان و احترام به زندگى است . و بدون ترديد اگر منشأ پيدايش و هدف نهايى يكسان بود ،
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 847
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٤٧