و برضد وى و براى كشتن وى مىجنگيدند ، بخشيد و اعلام عفو عام كرد و در نبرد صفين همه آنهايى را كه مىخواستند با بستن راه آب ، على را بهقتل برسانند ، عفو كرد و به همه دشمنانش آب داد و نگذاشت كه آنها از تشنگى بميرند و همچنين دشمن كينهتوزش « عمروبن عاص » را كه در زير شمشيرش قرار گرفته بود ، عفو نمود و در آنهنگام كه ابنملجم ضربت كشنده خود را بر سر علىبن ابيطالب فرود آورد ، او از فرزندان خود خواست كه قاتل وى را مورد عفو قرار دهند و همه اينها براى تثبيت گفتارش درباره انسان شرافتمند و كريم بود كه : « كسى را كه ستم كرده مىبخشد و نيكى خود را از كسى كه او را محروم ساخته دريغ نمىدارد و با شخصى كه از او بريده ، پيوند كرده و به او نزديك مىشود » .
اين وحدت و هماهنگى ، شخصيت امام على را يكپارچه و منسجم ساخته و آن را استوار و محكم مىنمايد و هرگونه گفتار و كردار وى را ، مطابق با اصول و موازين قرار مىدهد و هر موضوع كوچك آن را نيز تصحيح مىكند . امام على در آنهنگام كه درباره راست و دروغ ، عدل و ظلم ، حدود زمامدار و حق توده مردم سخن مىگويد ، مىبينيد كه با تاروپود وجود خود بههم آميخته و به نحو خللناپذيرى ، اصولى فكر مىكند ، چنانكه در سخن از مسئله لزوم كسب علم و فرهنگ و موضوع عفو و بخشش هم چگونگى آن را ديديم .
* * * شايد شگفتى و تعجب شما از وحدت و بههمپيوستگى شخصيت امام على زمانى بيشتر از اين گردد كه ببينيد كه در نزد امام ،
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 846
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٤٦