* * * و بعضى از نويسندگان پرهيز ندارند كه از خونخوار بىارج و نادانى چنان نام ببرند كه فقط مىتواند نشان دهنده مقدار ارزش و احترام گفتار خودشان باشد ! .
مثلًا اين « امپراطور اشرف ! بر سباى » عامل ستمها و فجايع و جنايات بىشمار است كه « مقريزى » درباره او مىگويد : « در مورد بخل و پستى ، آز و طمع ، ترس ، بدبينى و سوءظن او و همچنين عوضكردن رنگ ، تقلب و نيرنگ در امور و پست و بىارج شمردن مردم از طرف او ، بهاندازهاى مطلب نقل شده كه همانند آن شنيده نشده است . وانگهى او از راه خيانت به هدفها و اغراض خود رسيد و دشمنان خود را سركوب نمود و آنان را بهدست خود بهقتل رسانيد و مصر و شام در دوران او بهويرانى گراييد و مال و ثروت از آنها رخت بر بست و مردم نيازمند و تنگدست شدند و روش و برخورد فرمانداران و واليان نسبت به توده ، دگرگون و ناروا گرديد . » آرى اين امپراطور و جناب « اشرف » خونآشام ، در نظر « محمد كردعلى » صاحب كتاب خطط الشام مرد بزرگى است . « 1 »
هامش
( 1 ) . به كتاب النكبات تأليف امين ريحانى ، ص 106 رجوع شود .
برسباى يا « الملك الاشرف سيفالدين » ! جزء « مماليك » بود كه در سالهاى 1438 - 1422 ميلادى بر مصر سلطنت مىكرد . او بر قبرس دست يافت و نفوذ خود را به سوريه و حجاز گسترش داد . او مردى خودخواه و خوشگذران و عياش و در احتكار و جمع مال معروف بود . . . م