تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
بعضى از گردان‌هاى ارتش بيگانه در همان‌وقت وارد پاريس شده بودند و توده مردم كه در نتيجه اين سخنرانى به‌سوى يكى از ميدان‌ها رهسپار شده بودند با يك گروه از سربازان آلمانى روبه‌رو شدند . مردم آنان را سنگ‌باران كردند و آنان مجبور به‌فرار شدند . سپس به ميدان ديگرى رفتند و در آنجا با گروه ديگرى برخورد كردند ، و ناگهان از هر دو طرف تيراندازى شروع شد . در نتيجه عده‌اى از تظاهركنندگان كشته شده و بقيه چون اسلحه نداشتند پراكنده شدند . ولى سربازان آلمانى با شمشير و نيزه به‌سراغ آنها رفتند . و چون وضع بدين‌جا رسيد ، اين دعوت مانند برق در سراسر پاريس انتشار يافت كه : پيش به‌سوى اسلحه ! ! . . . البته مجمع عمومى براى جلوگيرى از ريختن خون مردم مىخواست تمام سعى خود را براى ايجاد تفاهم به‌كار گيرد . لذا كسى را به‌نزد امپراطور فرستاده و به او خبر دادند كه اگر دستور عقب‌نشينى به نيروهاى بيگانه از پاريس و دستور تخليه پاريس از سربازان فرانسوى را صادر نكند ، خطر واقعى مملكت را در معرض تهديد قرار خواهد داد ! شاه از پذيرفتن اين خواست خوددارى كرد ، اما اعضاى مجلس ملى اعتدال خود را از دست ندادند . پذيرفته نشدن درخواست آنان از طرف امپراطور « براى آنان فرصت ديگرى را پيش آورد تا ثابت كنند كه آنان سزاوار احترام و تقديرى هستند كه در صفحات تاريخ نسبت به آنان نقش بسته است . » « 1 » آنان بلافاصله اجتماعى تشكيل داده و پس از مذاكراتى به وزرايى كه جانشين « نكر » شده بودند ابلاغ كردند كه مسئوليت هرگونه پيش‌آمد خطرناكى ،
هامش
( 1 ) . از همان كتاب ، ص 113