بينواييشان را سالها ، و سالهاى بدبختى و خواريشان را مانند مرور چندين قرن و دوران ! بهحساب مىآوردند اين دهقانان و كشاورزان به جنبش و حركت درآمدند ، عصيان ورزيدند و انقلاب كردند و هرگز هم فرمانهاى قتل و غارت ، كشتار و اعدامى كه « لويى چهاردهم » و ياران و هواداران و نجباء و فئودالهايش ، بر ضد آنان صادر مىكردند ، در تصميم و ارادهشان تغيير نداد و همچنين بهدستورهايى كه در اين زمينهها از طرف فرزندان تربيت شده « لويى چهاردهم » صادر مىشد ، اعتنا و توجهى ننمودند !
در مدت كوتاهى كه بيشتر از چهار سال طول نكشيد ، يعنى از سال 1635 تا سال 1639 ، در هفت منطقهء فرانسه ، طوفان هفت انقلاب دهقانى برپا شد ولى با توحش كامل سركوب گشت و هواداران و ياران آن انقلابها ، در حالى كه انسانهاى زندهاى بودند ، قطعهقطعه شدند !
انقلابها بهصورت شديدتر و سختترى همچنان ادامه يافت ، تا آنجا كه تاريخ مربوط به 1660 و 1680 ، ده انقلاب ديگر را در مناطق جديد ثبت و ضبط نموده است . در سپيدهدم قرن هيجدهم ، در سال 1709 ، انقلاب نوينى در هنگامى رخ داد كه « وليعهد » در مناطق روستايى به شكار و بازىهاى قيصرانه پرداخت ! ولى اين انقلابات هم با شدت و قساوت وحشتناكى از طرف نيروهاى امپراطور كه بهقول نويسنده فرانسوى « مادام دوسوينيه » « جز قتل و غارت كار ديگرى نداشتند » سركوب شدند « 1 » .
هامش
( 1 ) . براى مزيد اطلاع به كتاب آلبرماله رجوع شود . م