و طبق اقتضاى اين روش نسبت به همه طبقات ملت ، مىبينيم كه ادباء و متفكران بهوضع روستاها و دهقانان بدبخت توجه خاصى مبذول مىدارند . و شايد اين نخستينبار در تاريخ اروپا است كه همه ادباء يك ملتى متوجه بررسى وضع مردم و تودهاى مىشوند كه قوانين آنان را نديده گرفته و طبقه حاكمه آنان را پست شمرده و فئودالها به استثمارشان پرداخته بودند و تازه بر سر همه اين جنايات ، يك تاج و ديهيم « آسمانى » از كوشش و خلوص نيت ! « پدران روحانى » گذاشته شده بود ! . و اگر شما بخواهيد به كتابها و نوشتههاى ادباء و نويسندگان اين عصر مراجعه كنيد تا وضع دهقان فرانسوى را دريابيد كه در هر صورت از همه دهقانهاى اروپايى وضع بهترى داشتهاند ! از آنچه كه مىبينيد به تعجب در مىآييد :
كشاورزان فرانسه در دوران « امپراطور بزرگ » لويى چهاردهم كه هنوز ژوزئيتها براى وى بهشدت كف مىزنند ، « اعم از زن و مرد بهوضع حيوانات وحشى درآمدند و در سراسر بيابانها و روستاها در حالى كه از گرسنگى و بدبختى و حرارت خورشيد ، سوخته و سياه شده بودند ، پراكنده گشتند . آنان شب هنگام به كوخهايى سخت و سنگى پناه مىبردند و با نان سياه و آب و ريشه گياهان ، گرسنگى را بر طرف ساخته و زندگى مىكردند ، آنان طبق گفته يكى از نويسندگان آن روز فرانسه براى گروه ديگرى كار مىكردند و رنج و زحمت كاشتن و دروكردن و گردآوردن را بهجان مىخريدند ولى از نانى كه خودشان بذر آنان پاشيده بودند ، محروم مىگشتند » ! « 1 » .
هامش
( 1 ) . تاريخ اعلان حقوقالانسان ، ص 78