تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
اشرافى را مورد حمله قرار مىدهد كه افتخار بىمورد و نابه‌جايى را در نشان‌ها و مدال‌ها و اجازه‌نامه‌هاى كهنه و قديمى جستجو مىكردند و خيال مىنمودند كه آنان سرشتى غير از سرشت ديگر مردم دارند و از خاك و گلى آفريده شده‌اند كه ديگر مردم از آن به‌وجود نيامده‌اند ! او به‌طور آشكار اعلان كرد كه فضيلت و برترى درونى تنها نشانه نجابت و والامقامى است ، و سپس آن دوران قديمى را مورد تمجيد و تحسين قرار مىدهد كه تنها فضل و دانش ، پادشاهان و نجبا را به‌وجود مىآورد و مىگويد : « تكبر و خودخواهى بىجا ، ضعف و ناتوانى خود را با يك عنوان و لقب دروغين مىپوشاند تا به‌نام نجابت ! بر مردم سيطره و نفوذ يابد » . « مولير شاعر بزرگ هم در نمايشنامه‌اى يكى از « نجباء » را مورد خطاب قرار داده و مىگويد : « تو در اين جهان چه كارى انجام داده‌اى كه نجيب ! شناخته شوى ؟ آيا تو خيال مىكنى كه در اين باره فقط كافى است كه نام پوچ و نشان‌ها و مدال‌هايى با خود همراه‌سازى و چنين مىپندارى كه اين هم بزرگى و افتخارى است كه انسان از نژاد و خون « نجيب » ! به‌دنيا بيايد ولى مانند فرومايگان زندگى نمايد ؟ هرگز ! هرگز ! اگر فضيلت و برترى معنوى نباشد ، تولد در محيط خاصى ارزشى ندارد » . « لابروير مىگويد : « مردم همه با هم ، يك خانواده را تشكيل مىدهند » . و سپس با اين سخن نغز ، بر چهره نجبا سيلى مىزند و مىگويد : توده مردم مهارت و دانايى كافى ندارد و اشراف وجدان ندارند ! ملت خصلت و سرنوشت پاكى دارد ولى نمايانده نمىشود و اشراف فقط تظاهر مىكنند و نمايش مىدهند ، نمايشى در ميدانى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 714 | جورج جرداق / خسرو شاهى