تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
تنگ و باريك ! و اگر بايد يكى از دو گروه را انتخاب كنيم ، من بدون ترديد و شك مىخواهم كه از توده مردم باشم » « 1 » . بسيارى از ادبا و نويسندگان روش ملى غيرقابل توصيفى در پيش گرفتند و همواره همه طبقاتى را كه به‌نام ملت به جمع مال و ثروت پرداختند اگر چه پيوندى هم با طبقه نجبا و پدران روحانى نداشتند مورد حمله قرار دادند . از همين طبقاتى كه هدف انتقاد سخت و شديد و استهزا و ريشخند كوبنده قلم‌هاى نويسندگان قرار گرفت ، طبقه سوداگران و بازرگانان و صنعتگران بزرگ بودند كه با وضع عجيب و وسيعى به جمع ثروت مشغول شده و به‌جنگ و نزاع و زشتكارى و سختگيرى پرداخته بودند به‌طورى كه حرص و آز و طمع و غارتگرى ، هدف نهايى آنان در روى زمين شده بود . ادبا و نويسندگان در كوبيدن و از بين‌بردن اين طبقه نهايت كوشش را داشتند . « آلبربايه » وضع اين طبقه را در آن‌روز ، صادقانه چنين توصيف مىكند : « نفس و جان آنان ، پليدى آميخته از گل و پستى بود و چنان كه افراد نيك مجذوب مجد و افتخار و فضيلت مىشوند ، آنان به جمع پول و سودجويى گراييده بودند و تنها بهره‌مندى و ثمره‌اى كه آنان مىتوانستند آن را يكى پس از ديگرى بچشند ، جلب سود يا دفع ضرر بود ! و اين گونه كسان را جزو خانواده و دوستان و هم‌ميهنان نمىتوان شمرد ، بلكه مىتوان گفت كه آنان بشر هم نيستند ، آنان فقط ثروت و نژاد ! دارند » ! لابروير بيشتر از همه ادبا و نويسندگان بر اين نظام و وضع مسخ شده و ضدانسانى حمله مىكرد .
هامش
( 1 ) . تاريخ اعلان حقوق‌الانسان ، صص 75 - 77
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 715 | جورج جرداق / خسرو شاهى