تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
فلاسفه و متفكران و نويسندگان و شاعران هر روز مطلب تازه‌اى مىآوردند و گوشه‌اى از وضع و شكل قديم را با آن از بين مىبردند ! و اين فونتى نيل است كه به افسانه‌ها و شعبده‌بازىها حمله مىكند و در حمله بر اين فلسفه پوسيده‌اى كه قرون وسطى را در تاريكىهاى خود فرو برده بود شدت به خرج مىدهد و مردم را به مقياس‌هاى متكى به تجربه و آزمايش دعوت مىكند « 1 » . * * * در فرانسه چنان كه « آلبربايه » مىگويد ، استبداد سلطنتى نيز هدف انتقاد بسيارى قرار گرفت ؛ « پاسكال » چنين نوشت : « آيا چيزى دور تر به انديشه و خرد ، مثل اين امر وجود دارد كه نخستين كودك براى صدراعظمى انتخاب شود ؟ چرا از ميان توده مردم كسى را براى اين امر انتخاب نكنيم ! ؟ » و شاعر معروف « لافون‌تن » امپراطور و رجال دربار وى را هدف تيرهاى بىشمارى قرار داده و در كتاب خود « 2 » مىنويسد : « امپراطوران فرانسه خودشان را پاپ‌ها و كشيش‌هايى براى ما ساخته‌اند . . . امپراطور همه چيز است و دولت هيچ چيز ! » . « برادلو » اعلان داشت كه : « امپراطوران در واقع كسانى هستند كه براى مردم ديگر به‌وجود آمده‌اند . آنان به‌خاطر خودشان نبايد پادشاه باشند بلكه بايد براى ملت‌ها باشند » و لابروير مىنويسد : « ستم چيزى نيست كه نيازمند هنر و دانشى براى اجراشدن باشد » و فرياد رساى خود را چنين بلند مىكند : « ميهن توأم با ستم ، مفهومى ندارد » .
هامش
( 1 ) . از اينجا تا آخر اين فصل ، جملاتى چند به‌طور آزاد و اختصار ترجمه شد ! ( 2 ) . ژان دو لافونتن افسانه‌هاى منظوم دلنشينى دارد به‌نام « فابل‌ها » (selbaF) كه مجموعه آن را در سال 1668 ميلادى منتشر ساخت . م