براى آن بود كه پاريس مركز موجهاى تمدنهاى قديم و جديد بود ، و ميدان نبرد پيگير و سختى بهحساب مىآمد كه منتهى به اعلان حقوق بشر مىگرديد . نه براى اين بود كه در آن موجودى بهسر مىبرد كه لباسهاى زربفت مىپوشد و نامش « امپراطور لويى چهاردهم » ! است . و اينكه بعضى از تاريخنويسان بادى بهگلو انداخته و مىگويند نام او سراسر قرن هفدهم را پرساخته است ، براى آن است كه مردم پاريس اين خلاء را پر نمودند . ولى گروهى از تاريخنويسان آمدند و زحمات مردم را ناديده انگاشتند تا آن را به اين شخص نسبت دهند و بدينترتيب به يك سنت قديمى عمل كردند كه هواداران آن سنت ، عادت داشتند كه كارهاى تودهها را به « فرد » نسبت دهند و ناشى از او بدانند و كار بزرگان را به افراد بىعرضه منسوب بسازند !
و در هر صورت ، كسانى كه در مدح اين فرد به حماسهسرايى و غزلسازى پرداخته و بهجاى آنكه از روى صدق و راستى عصر او را « عصر دكارت » « 1 » ، « عصر مولير » ، « 2 » « عصر نيوتن » « 3 » يا عصر ديگر پدران
هامش
( 1 ) . فيلسوف ، رياضىدان و طبيعىدان بزرگ فرانسوى است كه وجود او نقطه تحول در تاريخ انديشه بشرى بهشمار مىرود كه از سيستمى بهروشى ديگر تغيير يافت و بهسوى بشريت جديد بهمفهوم وسيع آن رهسپار شد ، او در رياضيات ، هندسه تحليلى اكتشافات ديگرى نمود . مؤلف
( 2 ) . شاعر بزرگ فرانسوى است كه استعداد خلاق و بىنظيرى در ارزيابى عمق فكر و روح بشرى و بيان چگونگى آن داشت . شخصيتهايى را كه در نمايشنامههاى خود انتخاب كرده نشان دهندهء نمونههاى جاودان چگونگى روح و درك افراد است . از مجموعه آثار هنرى او چنين بر مىآيد كه : انسان نبايد از حدودى كه عقل سليم براى طبيعت بشرى تعيين مىكند ، خارج شود . مؤلف
( 3 ) . رياضىدان و طبيعىدان ، فيلسوف بزرگ انگليسى است كه انسانيت بهخاطر كشف قانون جاذبه زمين و قانون تفكيك نور ، مديون اوست . مؤلف