آرى دهقانان سادهلوح مخالفت لوتر با دربار پاپ را طليعه نهضت آزادىبخش بر ضد استبداد و استعمار طبقه حاكمه و پدران روحانى آن عصر شمرده و براى اعتراض به مالياتها و بيگارىها و فشارها ، عليه اشراف و روحانيون شوريدند . ولى لوتر كه در واقع به بورژوازى و ملاكين متكى بود ، دهقانان شورشى را « سگان هار » مىناميد و پيروان خود را بهجنگ بر ضد آنان تحريك مىكرد . . . و در نتيجهء اين اوضاع در « آلزاس » و در « سوآب » دهها هزار دهقان مبارز را تارومار كرده و از بين بردند .
البته در شكست جنبش دهقانان عواملى مانند عدم تمركز قوا ، فقدان سازمان و انضباط ، عدم رابطه بين نواحى گوناگون آلمان و بىتجربگى رهبران بسيار مؤثر بودند . و نيروهاى اشراف و مالكان بزرگ توانستند با استفاده از همين نقاط ضعف و بهخاطر حفظ خود ، ارتش عظيمى براى سركوبى آنان جمع آورى كنند و دهقانان را سركوب ساخته و روستاهاى انقلابى را ويران نمايند ، ولى در اين ميان نقش جناب لوتر رفورميست ! جالب است . او زورمندان و اشراف را اينگونه تشويق مىكرد : « بكشيد ، خفه سازيد و قطعهقطعه كنيد دهقانانِ همچون سگانهار را » « 1 »
آرى « لوتر » از خبر اتهاماتى ! كه به او وارد شده بود و آموزشهاى او را موجب شورش دهقانان مىدانستند خشمگين گرديد . او براى بهدست آوردن آزادىهاى تازه و دفع فساد طرفدار دعا بود ، نه مبارزه مسلحانه و خونريزى ! ولى براى خاموشكردن آتش شورش از نجبا
هامش
( 1 ) . « تاريخ قرون وسطى » ، ترجمه صادق انصارى و باقر مؤمنى ، چاپ تهران ، ص 196