تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
عثمان حدّ اكثر بهره را برد و فتواى تاريخى خود را دائر بر قتل او صادر كرد . عايشه گفت : اى عثمان ، بيت المال مسلمانان را به خود اختصاص داده‌اى و دست بنى اميّه را بر مال و جان مردم گشوده‌اى و به آنان ولايت و حكومت بخشيده‌اى و به اين وسيله ، امّت محمّد ( ص ) را در سختى انداخته‌اى ؟ خدا خير و بركت آسمان و زمين را از تو بگيرد . اگرنه آن بود كه چون ساير مسلمانان پنج نوبت نماز مىگزارى ، تو را چون شترى سر مىبريدند « 1 » . عثمان ، چون سخنان عايشه را شنيد ، آيهء دهم از سورهء تحريم را ، كه دربارهء عايشه و حفصه نازل شده بود ، خواند : « خدا بر آنان كه كافر شدند . زن نوح و لوط را مثال آورد ، كه همسران دو بنده از بندگان شايسته ما بودند ولى به شوهرانشان خيانت كردند . شوهرانشان ذرّه‌اى به آن دو نفع نرساندند و به آن دو ( زن ) گفته شد كه ، همدوش جهنّميان ، وارد آتش شويد » . عايشه ، مزاجى سخت ، تند و سركش داشت و از نامه‌اى كه برادرش محمّد در راه مصر بدان دست يافته بود ، طىّ آن به خط كاتب عثمان و مهر عثمان فرمان قتل او و همراهانش را صادر كرده بود ، آگاه شد . عايشه ، امّ المؤمنين را ، كه جان در راه بستگان خود مىداد ، چنان منقلب و خشمگين ساخت كه ، بىپروا و به صراحتى تمام ، فرمان قتل خليفه را صادر كرد
هامش
( 1 ) . ظاهرا اين سخنان عايشه قبل از فاش شدن فرمان عثمان به والى مصر بوده است كه طىّ آن دستور قتل محمّد بن ابى بكر را داده بود ، چرا كه بعد از آن ماجرا ، عايشه فتواى قتل عثمان را ، بدون ترس از نمازگزار بودن وى ، صادر كرد .