خطبهء جمعه بخواند ؛ گفت : دو صفت در من جمع نشود ، ناتوانى در خطبه خواندن و بخل . برويد به بازار گوسفندفروشان و هركدام يك گوسفند برداريد ، پولش را من مىدهم . و پول همه را از بيت المال داد . بعد براى عثمان نوشت كه بيت المال كفايت كار او را نمىكند . عثمان هم اجازه داد كه برود فتوحات كند و غنائم فتوحات را خرج خود كند « 1 » . عثمان كه كشته شد ، عبد اللّه بيت المال بصره را برداشت و برد به مكّه و مدينه و بين مردم تقسيم كرد « 2 » .
سيرهء معاويه در زمان عثمان
در زمان عثمان ، عبادة بن صامت ، صحابى پيامبر ( ص ) ، در شام بود .
روزى ديد كه قطارى از شتر كه بارشان مشكهايى پر است به قصر معاويه مىروند . پرسيد بارشان چيست ؟ روغن زيتون است ؟ [ چون در شام درخت زيتون بسيار است ] گفتند : نه ، اينها شراب است كه براى معاويه مىبرند . از بازار چاقويى گرفت و تمام مشكها را پاره كرد و شرابها به زمين ريخت . ابو هريره در شام بود ؛ به عباده گفت : چه كار دارى كه معاويه چه مىكند ؛ گناهش به گردن خودش است . عباده گفت : تو نبودى در آن زمان كه ما با پيامبر ( ص ) بيعت كرديم « 3 » كه امر به معروف و نهى از منكر كنيم و در اين راه از ملامت نترسيم . ابو هريره ساكت شد .
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر 9 / ق 2 / 231 ب و 233 ب ، نسخهء عكسى مجمع علمى اسلامى از روى نسخهء خطّى كتابخانهء ظاهريه - دمشق .
( 2 ) . انساب الاشراف 5 / 30 ؛ كامل ابن اثير 3 / 73 ؛ البداية و النّهاية ابن كثير 7 / 153 - 154 .
( 3 ) . مقصود عباده ، بيعت انصار با پيامبر ( ص ) در منى بود كه ، پس از آن ، پيامبر به مدينه هجرت فرمود و حكومت اسلامى را بنيان نهاد .