مسلمانان فتح شد و به تصرّف رسول خدا ( ص ) در آمد و ديگر جاى گريزى براى مشركان و گمراهان مكّى باقى نماند ، اسلام آورد . پس از چندى ، در مدينه پيامبر خدا ( ص ) او را براى جمعآورى زكات قبيلهء بنى المصطلق مأموريت داد . وليد به سرزمين آنها رفت و بازگشت و گزارش داد كه افراد قبيلهء مزبور مرتدّ شدهاند و از دادن زكات خوددارى مىكنند . آوردن اين خبر دروغ به دليل آن بود كه گروهى از طايفهء بنى المصطلق ، با شنيدن خبر آمدن وليد ، به پيشبازش بيرون شده بودند . تا فرستادهء رسول خدا را از نزديك ببيند و وى را خوشامد گويند .
وليد تجمّع آنان را نقشهاى سوء براى خود گمان برده و خود ترسيده بود . بدون اينكه با آنان روبرو شود و سخنى گويد ، شتابان به مدينه بازگشت و آن گزارش دروغ را داد .
رسول خدا ( ص ) ، خالد بن وليد را مأموريت داد تا ، با رفتن به آن قبيله ، حقيقت امر را تحقيق و گزارش كند . خالد در گزارش خود تأكيد كرد كه قبيلهء مزبور به اسلام متمسّكاند و به هيچ روى مرتدّ نشدهاند . در اين حال ، آيهء زير دربارهء وليد و ماجراى او نازل شد و خداوند او را فاسق معرّفى كرد « 1 » :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ
[ حجرات / 6 ] .
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، اگر فاسقى خبرى به شما داد ، آن را بررسى كنيد ، تا مبادا به نادانى ، گروه را آسيب رسانيد و سپس بر آنچه
هامش
( 1 ) . نگاه كنيد به شرح حال وليد در طبقات ابن سعد و الاستيعاب و اسد الغابه و الاصابة و كنز العمّال و تفسير آيهء ششم از سورهء حجرات در جميع تفاسير .