ميان مردم در مسجد پيامبر ( ص ) نشسته بود . شديد ، آزادكردهء ابو بكر ، كه فرمان ولايتعهدى عمر را در دست داشت ، در آن جمع حاضر شد . عمر رو به مردم كرد و گفت : اى مردم ، به سخنان و سفارش خليفهء رسول خدا گوش دهيد و از فرمانش اطاعت كنيد ؛ او مىگويد من در خيرخواهى شما كوتاهى نكردهام « 1 » .
در ماجراى وفات پيامبر ( ص ) ، زمانى كه حضرتش ( ص ) فرمود :
« اتونى بدوات و قرطاس اكتب لكم كتابا لن تضلّوا بعده » گفتند : بيمارى بر پيامبر غالب شده است . عمر گفت : « حسبنا كتاب اللّه » . بعضى خواستند بروند قلم و دوات بياورند . يك تن از حاضرين گفت : « انّ الرّجل ليهجر » :
اين مرد هذيان مىگويد « 2 » ! و گوينده جز عمر ، صحابى ديگرى نمىتوانست باشد چه قدر فرق مىكند رفتار و سخنان عمر در هنگام وصيّت نوشتن پيامبر اكرم ( ص ) قبل از وفات آن حضرت و رفتار و سخنان او دربارهء وصيّتنامهء ابو بكر كه در حال بيهوشىاش نوشته شده بود !
هامش
( 1 ) . همان منابع .
( 2 ) . صحيح بخارى ، باب كتابة العلم من كتاب العلم 1 / 22 ؛ مسند احمد ، تحقيق احمد شاكر ، حديث 2992 ؛ طبقات ابن سعد 2 / 244 ، چاپ بيروت . نيز بنگريد به : صحيح بخارى 2 / 120 ؛ صحيح مسلم 5 / 76 ؛ تاريخ طبرى 3 / 193 .