من جز از جانب خداوند نيست ؛ به او توكل مىكنم و نياز خود را به او مىبرم !
بنا به روايت كتاب بلاغات النساء « 1 » فاطمه ( س ) پس از سخنان ابو بكر گفت :
اى مردم ! من فاطمهام و پدرم محمّد است . همانطور كه پيش از اين گفتم
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ . . .
پيامبرى از خودتان براى شما آمد . . . شما كتاب خدا را به عمد ، پشت سر انداختهايد و دستورهايش را ناديده گرفتهايد ؛ درحالىكه خداوند مىفرمايد :
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
[ نمل / 16 ] ارث برد سليمان پيامبر از پدرش داود پيامبر و در داستان يحيى بن زكريّا ، از زبان زكريّا مىفرمايد :
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ . . .
به من ببخشاى وارثى كه ارث ببرد از من و از دودمان يعقوب [ مريم / 5 و 6 ] نيز مىفرمايد :
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ
[ انفال / 75 ] و نيز فرموده است :
يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
[ نساء / 11 ] و مىفرمايد :
إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ
[ بقره / 180 ] . با اينهمه ، مىگوييد كه مرا حقّى و ارثى از پدرم نمىباشد و هيچ بستگى و پيوندى بين ما نيست ؟ !
آيا خداوند شما را به آيهاى ويژه امتياز بخشيده و پيامبرش را از آن استثنا كرده است ؟ يا مىگوييد كه ما اهل دو ملّت [ - دين ] هستيم كه از
هامش
( 1 ) . بلاغات النساء ص 12 - 17 ، چاپ 1361 ه ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 4 / 78 - 79 و 93 .