تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
[ راوى مىگويد كه تا آن روز ، آن مردم را ، از زن و مرد ، چنان گريان و نالان نديده بودم ] . آنگاه زهرا ( س ) رو به جمع انصار كرد و فرمود : اى گروه برگزيدگان ! و بازوان ملّت و نگهبانان اسلام ! شما اين چه سستى است كه در كمك به من مىكنيد ؟ و از حقّ من چشم مىپوشيد و از دادخواهىام غفلت مىورزيد ؟ مگر رسول خدا نگفته است كه حقوق مرد درباره فرزندانش پاس‌دارى مىشود و احترام به فرزند در حكم احترام به پدر است ؟ چه زود آئين خدا را تغيير داديد و شتابان بدعت‌ها نهاديد . حالا كه پيامبر از دنيا رفته ، دينش را هم از بين برده‌ايد ؟ ! به جان خودم سوگند كه مرگ او ( پيامبر ) مصيبتى بس بزرگ است و شكافى بس عميق كه همواره به وسعت آن افزوده مىشود و هرگز به هم نخواهد آمد . اميدها بعد از او بر باد رفت و زمين تيره‌وتار شد و كوه‌ها از هم پاشيد . پس از او حدود برداشته شد و پردهء حرمت پاره شد و ايمنى و حفاظت از ميان رفت . و اين همه را قرآن ، پيش از وفات پيامبر ( ص ) ، خبر داده و شما را از آن آگاه كرده بود ، در آنجا كه مىفرمايد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ
هامش
- مىبودى گفت‌وگوى و مصيبت زياد نمىشد . ما تو را از دست داديم ، گويى كه زمين ياران سرشار خود را از دست داد . قوم تو فاسد شدند و از حقّ كناره گرفتند . پس تو شاهد باش . پايان بيت دوم در اغلب منابع « و لا تغب » است مانند بلاغات النساء ص 14 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 16 / 251 ؛ بحار الانوار 43 / 195 ؛ احتجاج طبرسى 1 / 106 ، چاپ مشهد لكن ، براى پرهيز از عيب قافيه و نيز انسب بودن معنى « لقد نكبوا » آورده شد . به نقل از دو مكتب در اسلام ، تأليف نگارنده ، ترجمهء سردارنيا 2 / 229 ، چاپ اول ، بنياد بعثت .