تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
العضد » : و بازوى من سست شد . « و غضّت الجماعة دونى طرفها » : جماعت مسلمانان چشم از من پوشيدند . « فلا دافع و لا مانع » : ( اكنون ) نه كسى از من دفاع مىكند و نه كسى از من ( دشمنانم را ) مانع مىشود . « خرجت كاظمة و عدت راغمة » : خشمگين ( از خانه ) بيرون شدم و با دماغ شكسته بازآمدم . « و لا خيار لي ليتني مت قبل ذلّتي » : اى كاش پيش ازآن‌كه خوار شوم مرده بودم . « عذيرى اللّه منك عاديا و منك حاميا » : به جاى يارى تو ، ( اى ) شير درنده ، و به جاى حمايت تو ، خدا مرا يارى و حمايت كند . « شكواى الى ربّي » : به پروردگارم شكايت مىكنم . « و عدواى الى ابي » : و عرض حالم را به پدرم مىبرم . « اللّهمّ انت اشدّ قوّة » : خداوندا ، تو ( از اين غاصبان فدك و خلافت ) نيرومندترى . امير المؤمنين در پاسخ به حضرت زهراء ( س ) فرمودند : « لا ويل لك » : واى بر تو نيست . « بل الويل لشانئك » : بلكه واى بر دشمنان توست . « نهنهي عن وجدك » : از اين ناراحتى خويشتندارى كن . « يا ابنة الصّفوة » : اى دختر برگزيدهء خدا . « و بقيّة النّبوة » : و بازماندهء ( يادگار ) نبوّت . « فما و نيت عن ديني » : من از دينم سستى نكردم . « و لا اخطأت مقدوري » : و در انجام آنچه مىتوانستم كوتاهى و خطا نكردم . « فان كنت تريدين البلغة فرزقك مضمون » : چنانچه رسيدن به معاشى اندك را بخواهى ، همانا روزى تو ضمانت شده است . « و كفيلك مأمون » : و كفيل تو خداست . « و ما اعدّ لك خير ممّا قطع عنك » : آنچه خدا براى تو آماده كرده است بهتر از آن است كه از تو بريدند . « فاحتسبي اللّه » : پس نزد خدا حساب كن آنچه را كه بر تو رفت . پس ، حضرت زهرا ( س ) فرمود : « حسبي اللّه و نعم الوكيل » : خدا مرا