و همهء مردم روى زمين كافر شويد ، بىگمان خداوند بىنياز خواهد بود » .
من آنچه را كه گفتنى بود با شما در ميان گذاشتم ؛ گرچه از خوارى و زبونى و واپسگرايىتان آگاهى داشتم . اينك اين ( روش ) شما را ارزانى باد ؛ آرام و مطيع و پربار ، آن را با همه ننگ و رسوايىاش ، كه با آتش افروختهء الهى - كه از دلها زبانه خواهد كشيد - پيوندى ناگسستنى دارد ، در دست بگيريد كه خداوند ناظر بر كارهاى شماست و « به زودى ستمگران درخواهند يافت كه به كجا بازخواهند گشت » [ شعرا / 227 ] .
راوى مىگويد : محمّد بن زكريا ( از محمّد بن ضحّاك ) ، از هشام بن محمّد ، از عوانه بن حكم نقل كرده است كه چون فاطمه آنچه را كه در نظر داشت با ابو بكر در ميان نهاد ، ابو بكر حمد و سپاس خداى را به جاى آورد و بر پيامبرش درود فرستاد و آنگاه گفت : اى بهترين بانوان و اى دختر بهترين پدران ! به خدا سوگند كه من خلاف رأى رسول خدا ( ص ) كارى نكردهام و عملى جز به فرمان او انجام ندادهام .
پيشاهنگ به كاروانيان دروغ نمىگويد . تو گفتنى خود را گفتى و مطلبت را رساندى و با خشم سخن گفتى و سپس روى برتافتى . پس خداوند ما و تو را مورد رحمت و بخشايش خود قرار دهد . امّا بعد ، من ابزار جنگى و چهارپاى سوارى و كفشهاى پيامبر را به على تحويل دادهام ! امّا جز اينها را ، من خود از پيامبر خدا شنيدهام كه مىفرمود :
ما پيامبران ، طلا و نقره و زمين و اموال و خواسته و خانهاى به ارث بر جاى نمىگذاريم ، بلكه ارث ما ايمان و حكمت و دانش و سنّت است ! من هم آنچه را كه حضرتش فرمان داده بود به جاى آوردهام ، و در اين راه توفيق
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٢٩