مطرح كند و اصحاب و ياران پدرش را به يارى طلبد . ازاينرو ، بنا به گفتهء محدّثان و مورّخان ، رو به سوى مسجد پيامبر ( ص ) آورد . اين موضوع در كتاب سقيفهء ابو بكر جوهرى ، بنا به روايت ابن ابى الحديد معتزلى و بلاغات النّساء احمد ابن ابى طيفور بغدادى آمده است « 1 » . ما سخن ابو بكر جوهرى را مىآوريم كه گفته است :
وقتى فاطمه دريافت كه ابو بكر تصميم دارد كه فدك را به او بازپس ندهد ، روسرى « 2 » خود را بر سر كشيد و چادرى « 3 » بر خود پيچيد و به ميان گروهى از زنان از بستگانش ، درحالىكه دامن پيراهنش پاهاى شريفش را پوشانده بود و همچون پيامبر خدا ( ص ) قدم برمىداشت ، به مسجد در آمد و بر ابو بكر كه در ميان گروهى فشرده از مهاجر و انصار و ديگران نشسته بود ، وارد شد . پس ، پردهاى پيش رويش كشيدند . آنگاه ( حضرت زهرا ) نالهاى از دل كشيد كه مردم را سخت منقلب كرد و بهشدّت به گريه انداخت و مجلس متشنج شد .
پس اندكى درنگ كرد تا جوشش آنان فرو نشيند و نالهها و خروششان
هامش
( 1 ) . بلاغات النساء ص 12 - 18 ، علاوه بر اين ، در بحار الانوار ( چاپ قديم ) علّامه مجلسى 8 / 108 به بعد ؛ احتجاج طبرسى 1 / 253 ، چاپ انتشارات اسوه نيز اين مطلب نقل شده است .
( 2 ) . مقصود از روسرى ، خمار است . خمار چيزى بوده كه زنان با آن سر و گردن و سينهء خود را مىپوشاندند و از روسرى معمول ، كه فقط روى سر را مىپوشاند ، بزرگتر بوده است . در قرآن هم آيهء :وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ[ نور / 31 ] اشاره به همين معنا دارد .
( 3 ) . مقصود از چادر « جلباب » است ؛ چيزى مانند عبا يا پيراهن عربى بلند كه محيط بر بدن باشد ، و جمع آن جلابيب است .