ادعاهاى بدون دليل وى را قبول كرديم ، آيا « دليل روشن براى خدايى مسيح » در ميان اين همه مقدمات به چشم مىخورد ؟ آيا اگر خدا بخواهد كه تختداود را به عيسى بدهد و سلطنت وى ابدى گردد ، عيسى خدا مىشود ؟
* * * سپس اين پدر روحانى وعدههاى ساير پيغمبران را دربارهء خدايى مسيح بيان داشته و از اشعياء چنين نقل مىكند : « اشعياء سخن گفت ، كه به گوش آحاز سلطان بنىاسرائيل و همهء مردم آن روز رسيد . آن سخن اين است : مسيح ظهور خواهد كرد و علامت آن اين است ، باكره مىزايد و فرزند پسرى مىآورد و نام او را عمانوئيل مىنامد . » « 1 » سپس عين همين جمله را از انجيل متى نقل مىكند « 2 » تا آنجا كه براى اثبات دليل خود و تأييد اشعياء و انجيل متى از سورهء آل عمران قرآن استشهاد كرده و اين آيه را نقل مىكند : « إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ . . . كُنْ فَيَكُونُ » . « 3 »
از اين پدر روحانى سؤال مىكنيم كه شما به مسلمانان اعتراض داشتيد كه چرا به آيات عهدين استناد مىكنند و با اينكه اعتقاد به آن ندارند و معتقد به تحريف آن هستند ، چرا به آن استدلال مىكنند ؟ اكنون با همهء اعتراضاتى كه به مسلمانان مىكرديد ، چه شد كه خود شما به قرآن استدلال مىكنيد ؟
من فكر مىكنم كه عمل شما به هيچوجه صحيح نباشد ، زيرا مسلمانان به انجيل صحيح و تورات واقعى عقيده دارند ، ولى شما كه اصولًا اعتقادى به قرآن نداريد ،
هامش
( 1 ) . كتاب اشعياء نبى ، باب 7 ، آيهء 14 .
( 2 ) . انجيل متى ، باب 1 ، آيهء 23 . زاييدن باكره علامت پيروزى آحاز بوده و بين آن پيروزى و عيسى ، قرنها فاصله بوده است و اين تفسير متى بىجاست . براى توضيح بيشتر به كتاب به سوى اسلام يا آيين كليسا ، ص 150 - 151 مراجعه فرماييد ( خ ) .
( 3 ) . آلعمران ، آيات 45 - 47 .